روزنوشته های عباس شکیبا

بهترین روش‌ برای شروع وبلاگ نویسی

اخیرا، یکی از دوستان در مورد وبلاگ نویسی و اینکه چگونه وبلاگ نویسی را شروع کرده ام، سوالاتی پرسیدند. در پاسخ کوتاهی که برای ایشان ارسال کردم، شروع کردن و نوشتن را عامل اصلی ذکر کرده و به عنوان پاسخ بلند، نوشتن مطلب پیش رو را وعده داده بودم. البته مطلب حاضر می بایست در تاریخ یک شنبه، ۲۱ اردیبهشت منتشر می شد. اما بنا به دلایلی از جمله حجم بالای مطالب، موفق نشدم این مطلب را در زمان مقرر منتشر کنم. کامنت این دوست عزیز از این قرار بود:

ادامه ی مطلب

وبلاگ نویسی یکی هدف نیست! یک مسیر است!

اینکه ۱۰ سال دیگر من یک وبلاگ نویس و وبلاگ دار باشم، کاملا اغوا کننده است. اما من ده سال از عمر خود را صرف آن کرده ام. در مقابل چه چیزی به دست آورده ام؟ فرسودگی؟ زوال؟ خیر! باید از این مسیر ده سالِ لذت برد!

ادامه ی مطلب

کسب پول بیشتر به قیمت “بیگاری” کشیدن از دیگران! (پیشنهاد های شغلی که جواب رد دادم؛ قسمت دوم)

چند سال قبل مشغول صحبت کردن با دوستم مسعود بودم. مسعود سر و زبان دار بود و بیشترین سهم را در یک جمع به خود اختصاص می داد! بحث مان که به کار کردن رسید، مسعود از تجربیات خودش درباره ی استخدام شدنش در آخرین محل کارش گفت. خاطرم هست که آن زمان مسعود در کار دوربین مدار بسته بود. مسعود می گفت که چطور حاضر به دادن سفته ( که امری معمول است ) نشده بود و در جواب به فرد مورد نظر گفته بود من برای تو کار نمی کنم، ما همکار یکدیگر هستیم و آخر سر هم مسعود با شرایط خودش در آنجا استخدام شده بود! از آن زمان به بعد طرز تفکر مسعود تاثیر زیادی بر روی من گذاشته است. به نحوی که در مطلب پیشین وبلاگ با نام پیشنهاد های شغلی که جواب رد دادم! ( قسمت اول ) در مورد یکی از پیشنهاد های غیر معقول نوشتم.

ادامه ی مطلب

موفقیت در وبلاگ نویسی فقط با صد پست!

هنگام مرور کردن مطالب ذکر شده در مطلب پیشین با نام «صد پست راهی برای مداومت در وبلاگ نوسی» متوجه شدم، بیشتر از آنکه در مورد شیوه ی صد پست صحبت کرده باشم، در مورد اهمیت کلیدواژه ها و استفاده از این موارد برای پیدا کردن مطالب جدید وبلاگ نوشته بودم. به همین دلیل تصمیم گرفتم در پستی جداگانه به شیوه ی صد پست برای ایجاد عادت وبلاگ نویسی در خود، بنویسم.

ادامه ی مطلب

یک ماه راه رفتن بی وقفه! ( تلاشی برای ۳۰ روز )

در ادامه ی چالش های ماهانه تلاش برای چیز جدید در ۳۰ روز ، و در دومین ماه از شروع این تلاش های تصمیم گرفتم ، گامی هر چند کوچک در زمینه ی سلامت و تناسب اندام بردارم. با توجه به سبک زندگی حال حاضر بیشتر افراد، کم تحرکی و پشت میز نشینی بیش از حد باعث بوجود آمدن مشکلات بسیاری شده است. از اصلی ترین موارد که خود عاملی برای دیگر مشکلات می باشد،‌ می توانم چاقی و اضافه وزن را نام ببرم. به همین دلیل در تلاشی یک ماهه و به امید پیوند زدن این تلاش به عادات روزانه، ۱۵ دقیقه پیاده روی روزانه را به مدت یک ماه امتحان کردم. این اولین تلاش سی روزی بود که نیاز به تحرک و زمان بیشتری نسبت به بقیه تلاش ها داشت.

ادامه ی مطلب

چطور در سی روز چای را ترک کنیم؟ ( تلاش های سی روزِ یک برنامه نویس)

اگر هنوز با تلاش های یک ماهِ آشنا نیستید، می توانید از قسمت تلاش های سی روزِ آن را دنبال کنید. من در این بازی که هر یک به مدت یک ماه به طول می انجامد، سعی دارم خودم را با موارد جدیدی که مدت هاست قصد شروع کردنش را دارم، روبرو کرده و از این طریق به دنبال بهبود زندگی خودم هستم. کارهای خیلی سختی هم انجام نمی دهم! از کارهای ساده شروع کرده و پله پله به سمت کارهای دشوار تر می روم. شاید این طرز فکر بعد از مطالعه ی کتاب اثر مرکب از دارن هاردی در من بوجود آمده باشد. هر چه که هست!‌ من آن را دوست دارم :)‌

ادامه ی مطلب

ولادت حضرت مهدی (عج) مبارک :)

این عید را به تمامی دوستان تبریک عرض می کنم. آنچه که باعث نوشتن این پست شد، حضور در حرم مطهر رضوی در شب ولادت حضرت مهدی (عج) بود.

ادامه ی مطلب

تصمیم برای گرفتن سی عکس سلفی در مدت یک ماه؛ روزانه یک عکس

تقریبا یک ماه از اتمام چالش سلفی گذشته است و من هنوز در مورد آن چیزی ننوشته ام! حدود یک ماه قبل و با یک روز اختلاف از تصمیم نوشیدن روزانه یک لیوان آب روزانه، گرفتن یک سلفی را از خودم شروع کردم. این تصمیم از تاریخ ۱۷ اسفند ۹۶ شروع شد و تا ۱۷ فروردین ۹۷ ادامه داشت. در حقیقت این دومین تلاش برای افزودن چیز جدیدی به زندگی ام در مدت سی روز بود.

ادامه ی مطلب

چرا نباید شماره یک شرکت باشیم!؟

حتما بعد از دیدن عنوان کمی گیج هستید! شماره یک نباشیم!؟ شماره یک بودن که خیلی خوب است! تصور کنید، هر کسی که مشکلی دارد و چیزی را بلد نیست به شما مراجعه کرده و شما نیز در کمترین زمان ممکن جواب را می دهید و مشکلش را حل می کنید. خیلی خوب، ایده آل و رویایی به نظر می رسد. اما کمی صبر کنید، این حالت همیشه هم خوب نیست! من آن را تجربه کرده ام که می گویم!

ادامه ی مطلب

برای کارهای خود مهلت زمانی در نظر بگیرید برای امیر محمدیان

از زمانی که متمم شروع به کار کرد با آن آشنا شدم. همان زمانی که ماشین محمدرضا شعبانعلی درست پیش از حضور در برنامه ی رادیویی دزدیده شده بود. خواندن مطالب بعدی محمدرضا شعبانعلی در رابطه با حس و حالش در مورد دزدیده شدن ماشین با نام سرمایه‌ واقعی ما… نیز جالب بود. ( با اینکه جستجو کردم لینک آن مطلب را پیدا نکردم! )

به هر حال!

با اینکه زمان زیادی از آشنایی من با محمدرضا شعبانعلی و متمم می گذرد، اما هیچ‌گاه متمم را به طور جدی بررسی نکرده بودم و همیشه از کنار آن گذر کرده بودم و این روال ادامه داشت تا زمانی که با چند دوست جدید آشنا شدم و به توصیه ی ایشان به طور جدی‌تر متمم را بررسی کردم. البته هنوز هم بصورت چندان جدی متمم را دنبال نمی کنم. با وجود این سعی دارم در چالش های سی روزٍ آتی زمانی را به آن اختصاص دهم.

ادامه ی مطلب

Page 1 of 712345...Last »