الگوی ذهنی افراد پولدار در مورد پول خُرد چیست؟ + تمرین عملی

چقدر به پول خرد های اهمیت می دهید؟ آنچه که باعث نوشتن این پست شده است، اتفاقی بود که امروز در جایگاه cng رخ داد. وقتی که در ازای 4,750 تومان، پنج هزار تومان به متصد دادم و فقط 200 تومان دریافت کردم! با وجود اینکه وظیفه دارد پولم را تمام و کمال به من بپردازد اما زمانی 50 تومان مابقی را طلب کردم، عصبانی شد و تلاش می کرد من را تحقیر کند. می گفت این پول ها ارزش ندارد و حاضر است پولهای خرد را به سطل آشغال بریزد! واضح است که این شخص ارزش پول را درک نکرده است و رفتار خوبی با پول ندارد. درخواست پنجاه تومان حق من است!



عنه علیه السلام :ثَلاثٌ لا یُستَحیى مِنهُنَّ : خِدمَهُ الرَّجُلِ ضَیفَهُ ، وقِیامُهُ عَن مَجلِسِهِ لِأَبیهِ ومُعَلِّمِهِ ، وطَلَبُ الحَقِّ وإن قَلَّ.
امام على علیه السلام : از سه چیز خجالت کشیده نمى شود : خدمت کردن مرد به میهمانش ، از جا برخاستن براى پدر و آموزگارش ، و طلب حق ، هرچند کم باشد .

دانش نامه عقاید اسلامی جلد سوّم
محمّد محمّدی ری شهری صفحه 456

 

درخواست حق و حقوق حتی کم، قابل احترام است

صحبتی که با دوستانم داشتم، ۵۰ تومان را بی ارزش تلقی کرده و ارزش آن را ندارد که با کسی جر و بحث کرد اما من اصلا قصد جر و بحث ندارم. از زمان کودکی سخن امام علی (ع) با من بوده است و معتقدم طلب کردن حق هر چقدر هم که کم باشد، خجالت کشیدن ندارد. خود را در شرایط مشابهی تصور کنید، طرف مقابل باید ۲۵۰ تومان به شما بدهد و از طرفی شغلش هم ایجاب می کند که همیشه پول خرد  داشته باشد. چند نفر از ما حاضریم به طرف مقابل بگوییم ۵۰ تومان باقی مانده را هم بده!؟ احساس خجالت به ما دست می دهد؟ قضاوت دیگران تا چه حد برایمان مهم است؟

چرا باید من که حقم را خواسته ام خجالت بکشم؟ مگربیشتر از حق خودم خواستم؟ طلب کردن حق هیچ خجالتی ندارد. بحث سر گرفتن پول خردم نیست ( هر چند که طرف مقابل باید آن را به من بپردازد یا رضایت من را جلب کند ) بحث من سر طلب کردن حق و  خجالت نکشیدن است و اینکه باید برای خودمان زندگی کنیم نه بر اساس نظرات و قضاوت های دیگران!

 

یک تمرین عالی برای درک الگوی ذهنی ثروتمندان در مورد پول خرد

شاید تصور کنید که اینچنین نباشد، اما از زمانی که من و براردم به توصیه ی استاد عباس منش، تصمیم گرفتیم پول های خرد را جمع کنیم و هنگام خرید نیز به جای آدامس و شکلات، پول خرد دریافت کنیم، ارزش واقعی همین پول های خرد را درک کردیم. بعد از گذشت سه ماه از شروع این کار ، همین پول خرد های به ظاهر بی ارزش، به عدد 50 هزار تومان رسیده است! اگر با همین سرعت پولهای داخل این شیشه رشد کند، سالیانه حداقل ۲۰۰ هزار تومان پول پس انداز کرده ایم. در غیر اینصورت سالانه حداقل ۲۰۰ هزار تومان از پول خود دور ریخته و صرف خرید شکلات و آدامسی که به سطل اشغال می ریزیم، خواهیم کرد. ضمنا من و برادرم اغلب با استفاده از کارتخوان خرید کرده و چندان نقدی خرید نمی کنیم  وگرنه این عدد میتواند چهار یا پنج برابر شود.

برای خیلی ها که می گویند ما نمی توانیم پس انداز کنیم چون دخل و خرج مان نمی خواند، پولی برای ما باقی نمی ماند، با همین روش می توانند حداقل سالی ۳۰۰ الی ۴۰۰ هزار تومان پس انداز کنند. یعنی به جای دور ریختن پول ها، آنها را مدیریت کرد! و به جای صفر تومان پس انداز، حداقل مبلغی هر چند کم را پس انداز نمود که خودش گامی بزرگ است!

پول خرد هایی که توسط من و برادرم در مدت سه ماه جمع آوری شده است.
پول خرد هایی که توسط من و برادرم در مدت سه ماه جمع آوری شده است.

از وقتی که این کار را شروع کردم، ارزش پول را بیشتر و بیشتر درک کرده ام و حتی یک ریال هم برایم مهم است. حتما برای گرفتن پول خردم صبر می کنم و معتقدم کسی که مغازه دارد یا متصدی پمپ بنزین است، باید پول خرد داشته باشد.

 

تفاوت عظیم در زندگی مالی با تغییر نگرش

شاید مجموع این ۵۰ تومان ها زیاد نباشد. اما درسی که از آن می گیریم نتیجه ی بزرگی در زندگی مالی است. آیا تا بحال دقت کرده اید که هیچ مغازه داری راضی نمی شود جنس ۱۰۰ هزار تومانی را زیر ۹۵ هزار تومان بفروشد و همه ی تخفیف ها نهایت دو یا سه هزار تومان هستند؟

درک ارزش پول خرد ها و همین پول های کم زندگی مالی متفاوتی را برای شما رقم خواهد زد. به نظر شما درآمد سالانه ی مغازه داری که ارزش پول را می داند و حتی پول خرد را هم محترم می شمارد با مغازه داری که وقتی درخواست تخفیف میکنی، ۱۰ یا ۲۰ درصد تخفیف می دهد چقدر خواهد بود؟ زندگی مالی این افراد زمین تا آسمان با یکدیگر تفاوت دارد! کمی بیشتر روی پول خرد و ارزش پول فکر کنیم. آیا شما به پول های خردتان فکر کرده بودید؟

1+

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *