ایا نوشتن منظم روزانه ۵۰۰ کلمه فایده ای هم دارد؟ ( نویسندگی و وبلاگ نویسی )

حدود یک ماه قبل، پس از مطالعه ی یکی از نوشته های محمدرضا شعبانعلی ( که یکی از الگوهای این روزهای من در زمینه ی وبلاگ نویسی می باشد ) به نام پنج تصمیم مهم زندگی ما چه بوده است؟ ، بلافاصله تصمیم گرفتم تلاش سی روزی جدید را مبنی بر نوشتن منظم روزانه ۵۰۰ کلمه شروع کنم.

سریعا دست به کار شده و دفترچه ای را که مدت ها قبل خریداری کرده بودم و هنوز از آن استفاده نکرده بودم، به این کار اختصاص دادم!‌ ابعاد این دفترچه در اندازه ی نصف A5 بود. در این طرح هدف من نوشتنبا خودکار و کاغذ  ( نوشتن سخت یا فیزیکی ) به جای ابزار های دیجیتال بود، پس برای اینکه معیاری در مورد تعداد کلمات نوشته های داشته باشم، بعد از نوشتن یکی دو صفحه ،‌ میانگین تعداد کلمات هر صفحه را اندازه گیری کردم که حدود ۵۰ کلمه در هر صفحه بود.
با پر شدن یک برگه به صورت پشت و رو در هر صفحه تعداد ۱۰۰ کلمه داشتم و در نهایت با نوشتن ۵ صفحه پشت و رو به ۵۰۰ کلمه می رسیدم. از طرفی چون زمان عامل بسیار مهمی در زندگی ما می باشد، در مدت اجرای این طرح، از ثبت و پیگیری زمان مربوط به نوشتن این ۵۰۰ کلمه نیز غافل نشدم. بعد از بررسی های موجود، متوجه شدم که نوشتن ۵۰۰ کلمه تقریبا سی دقیقه وقت نیاز دارد.

 

آیا نوشتن روزانه نتیجه ای هم در بر داشت؟

در مدت انجام این پروژه، ایده ی مربوط به مطلب مشکلات فریلنسرها که در ویرگول نوشته ام، به ذهنم رسید. البته انتظار خروجی های بیشتری از این نوشتن داشتم، اما با توجه به شکست این پروژه متاسفانه این اتفاق نیوفتاد. لازم می دانم همینجا ذکر کنم که به دلیل حضور در محل کار جدید، اکثر برنامه های روزانه ام از جمله پروژه ی نوشتن روزانه، به هم ریخت. با توجه به این مطلب و در نظر گرفتن آغاز ماه رمضان، عملا این پروژه در یکی دو هفته ی اول به شکست منتهی شد. با این همه تا زمان اتمام دوره ی سی روزِ برای نوشتن این مطلب صبر کردم.

 

آمار و ارقام مربوط به این پروژه

این طرح در تاریخ ۸ اردیبهشت ۱۳۹۷ شروع و در تاریخ ۶ خرداد ۱۳۹۷ به پایان رسید. در این مدت تنها تعداد یازده روز، که مربوط به دو هفته ی آغازین این طرح بود، موفق به نوشتن شدم و پس از آن، این طرح به جمع تلاش های شکست خورده پیوست. در این مدت با در نظر گرفتم تعداد کلمات و تعداد نوشته ها، می بایست چیزی در حدود ۵۵۰۰ کلمه در مورد موضوعات مختلف نوشته باشم.

 

کم و کیف این نوشته ها به چه شکلی بود؟

هدف در نظر گرفته شده برای این طرح، نوشتن روزانه ۵۰۰ کلمه بود. بدان معنا که طی این ۵۰۰ کلمه که می توانست هر چیزی باشد، از جمله صداهایی که در اطرافم می شنیدم، آزاد بودم که در مورد هر چیزی که در ذهن دارم بنویسم. اما با وجود اینکه بعد از یکی دو روز سعی می کردم وحدت نوشته ها را حفظ کنم باز هم در نهایت با نوشته هایی بسیار پراکنده و دور از هم مواجه می شدم. همین امر باعث شد، پس از مدتی کمی در وبلاگ نویسی نیز پایبندی به موضوع اصلی کمی سخت شود.

 

برای هر نوشته، موضوعی در نظر بگیرید!

در تجربه ای که از این طرح به دست آوردم، به این نتیجه رسیدم که بهتر است برای هر نوشته موضوعی در نظر گرفته شود. در این طرح هدف فقط نوشتن تعداد ۵۰۰ کلمه بود، بدون در نظر گرفتن موضوع یا رسمی نوشتن و یا هر چارچوب مشخصی! اما آنچه که پس از این تمرین به دست آمد، هیچ گونه شباهتی به آنچه که در ذهن داشتم نداشت. لذا اگر قصد داشته باشم، پروژه ی مشابهی را شروع کنم، اینبار حتما علاوه بر تعداد کلمات، شروط دیگری مثل انتخاب یک موضوع مشخص برای هر نوشته و پایبندی به آن را در نظر خواهم گرفت.

 

تجربه ای در رابطه با زیاد بودن تعداد تلاش های همزمان

یکی دیگر از تجربیات مربوط به دوره ی سوم این تلاش ها همزمانی تعداد زیاد پروژه ها بود( تعداد ۷ کار همزمان که باید در یک ماه انجام می شد ). از این تعداد تلاش ها،  پروژه ی نوشتن و پروژه ی راه رفتن که ان هم نیز شکست خورد هر کدام به تنهایی به سی دقیقه وقت نیاز داشتند. زیاد شدن تعداد این کارها برای یک ماه باعث سردرگمی شده بود. به حدی که در آن تقویمی که قبلا نیز در مورد آن نوشته بودم، درست به خاطر نداشتم که کدام رنگ و کدام خودکار مربوط به چه کاری است!  پیش از این نیز در مورد تقویم، رنگهای خودکار و اشکال آن در مطلب ترک چای در مدت سی روز نوشته بودم.

 

یک نکته ی احساسی در مورد تقویم

بعد از یک ماه امتحان کردن استفاده از اشکالی مثل دایره کشیدن به دور عدد هر روز به جای روش قبلی که استفاده از یک ضربدر برای تایید انجام هر کار بود، به این نتیجه رسیدم که احساس مثبتی که در رسم یک ضربدر که به معنای انجام آن کار بود، در کشیدن یک دایره یا هر شکل دیگری نبود!  در حقیقت خط زدن روی تاریخ هر روزی که موفق به انجام آن شده ام احساس بسیاری بهتری به من می داد، به همین دلیل تصمیم گرفتم دوباره از ضربدر استفاده کنم.

 

نکته ی خیلی مهم؛ تعداد کارهای همزمان یک ماه را اصلا زیاد نکنید

انجام دادن هفت کار به صورت همزمان واقعا سخت بود، همین سختی در نهایت منجر شد که تعداد ۵ کار از این تعداد با شکست مواجه شده و فقط دو کار ( روزانه دو آیه قرآن و برگه ی دوستت دارم ) را انجام دهم. شاید اگر مواردی چون خوردن یک لیوان آب و نخوردن شکر یا روزی یک صلوات را با هم انجام دهیم، احتمال مواجهه با این مشکلات وجود نداشته باشد، اما انجام کارهایی که هر کدام به تنهایی یک ربع یا سی دقیقه زمان نیاز دارند، زمان زیادی از یک روز را به خود اختصاص دهند!

 

خارپشت باشید!

بهترین تجربه ای که از این شکست به دست آوردم، انجام کار بصورت خارپشتی می باشد! خارپشت در مواجهه با هر نوع تهدید و دشمنی فقط یک کار را خوب انجام میدهد، جمع شدن و پرتاب تیغ! خارپشت به هیچ نقشه و دفاع دیگری نیاز ندارد. تمام تمرکزش بر یک روش دفاع می باشد!

در یک ماه اخیر به این نتیجه رسیدم که تمرکز کردن بر روی یک هدف ( یا نهایتا سه هدف ) بسیار کارآمدتر بوده و بازدهی بیشتری نسبت به انبوهی از کارهایی که مدام به تعویق می افتد خواهد داشت. پس تعداد کارهایی که برای هر ماه انجام خواهم داد را به نصف تقلیل داده و تنها در پی انجام ۳ کار به شرط آنکه تداخلی با یکدیگر نداشته باشند، خواهم بود و اگر پس از یک ماه، همچنان حس کردم که پروژه های مذکور با مشکل مواجه شده و شکست خورده اند، مجددا نیز تعداد انها را به نصف تقلیل خواهم داد و با ادامه ی این روند، در نهایت فقط یک کار را انجام خواهم داد!

 

سوال مهم!

آیا تجربه ی مشابهی داشته اید؟ آیا دوستی را می شناسید که تجربیات مشابهی داشته باشد؟

 

 

0

2 Replies to “ایا نوشتن منظم روزانه ۵۰۰ کلمه فایده ای هم دارد؟ ( نویسندگی و وبلاگ نویسی )”

  1. سلام

    جالبه برام از وقتی اومدم سایتتون 1 ساعت گذشته و متوجه نشدم خخخخ

    هرچی میچرخم اینجا قسمت هایی که دوست دارم پیدا میکنم

    سایت خوبی پیدا کردم ولی سر سری سایتتونو دیدم حالا سایتتونو تو گوشیم سیو کردم وقتم ازاد شد میام دوباره میبینم

    ممنون

    0

پاسخ دادن به عباس شکیبا لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *