free hit counter code
پول,  توسعه فردی,  یک میلیارد اول

پاسخ به چگونه توانستم ایده های پولساز پیدا کنم ( بدون توهم )

درست نمی دانم چه شد که وارد سایت آقای امین لطفی شدم و مطلبی با نام ” چگونه توانستم ایده های پولساز پیدا کنم ( بدون توهم ) ” را مطالعه کردم. نظر شخصی من به در بخش هایی از این نوشته موافق و در بخش هایی مخالف است و همین تفاوت نظر هاست که باعت تفاوت های عظیم در نتایح افراد می شود. نتایجی مثل پولدار شدن از راه حلال و خیلی زود یا پولدار شدن از راه حلال و خیلی دیر! ثروتمند شدن با روزی 16 ساعت کار یا ثروتمند شدن با روزی 1 ساعت کار. از وقتی که این تفاوت ها را دیدم از خودم پرسیدم: “دوست دارم جزو کدام دسته باشم؟” من انتخاب خودم را کردم، انتخاب شما چیست؟

بزرگترین ایده ی پولساز؛ همان علاقه ی شماست!

به طور صد در صد با نظر ایشان در مورد پیگیری علایق شخصی موافق هستم.

“بزرگترین ایده پولساز و خلاقانه برای کارآفرینی این است که شما در استعداد و علاقه مندی خودتان وقت بگذارید و در آن تبدیل به نفر اول جهان شوید و این چیزی دور از ذهن نیست”

با کمی نگاه دقیق می توان شغل هایی را یافت که زمان زیادی از ایجاد آنها نمی گذرد و تنها به این دلیل امروزه به عنوان شغل شناخته می شوند چون در گذشته ای نه چندان دور عشق و علاقه ی شخصی بوده اند. شغل هایی مثل استند آپ کمدی و استریمرها و ..! اگر باز هم دقیق شوید همین الگو را در تمامی کسب و کارهای بزرگ و موفق خواهید یافت! الگوی عشق و علاقه وافر به انجام آن کار . حتی در می توان این الگو را در کسب و کارهای کوچک تر و در افراد اطراف خود نیز بیابید.

اولین عامل برای موفقیت مالی و رسیدن به یک میلیارد تومان اول ؛ علاقه است.

 

دومین عامل، احساس لذت بردن از انجام کار مورد علاقه است!

من همیشه در کسب و کارهای کوچک و بزرگ و خود دو عامل و فاکتور مهم را در نظر می گیریم.

1. میزان علاقه ای که به آن کار دارم

2. مقدار لذتی که هنگام کار کردن روی ایده دارم

در هر کسب و کاری که بوده ام، به محض اینکه هر کدام از این دو عامل شروع به کمرنگ شدن کرده است، بلافاصله متوجه شده ام که زمان خروج از آن کسب و کار و یافتن ایده های جدید دیگر رسیده است.

 

تفاوت علاقه و لذت در کسب و کار چیست؟

من علاقه را اینچنین در نظر می گیرم: علاقه اولین محرک و سوخت مورد نیاز برای حرکت به سمت یک ایده ی پولساز می باشد، اما بعد از آن لذت بردن از آن کار است که سوخت شما را تامین می کند. بطور مثال همه ی ما ذاتا به شغل های پردرآمد که در اطراف خود می بینیم، علاقه مند هستیم. اما چند نفر از ما حاضریم بهای رسیدن به این درآمد بالا را بپردازیم. تنها افرادی می توانند به این نقطه برسند که علاوه بر علاقه داشتن، از انجام هر کار مرتبطی با شغل مد نظر لذت هم ببرند.

منظور از لذت بردن: دقیقا همان حسی است که همه ی ما حین انجام کار مورد علاقه مان آن را تجربه کرده ایم، نفهمیدن گذر زمان! حتما مواردی بوده است که به دلیل شور و اشتیاق انجام آن، شب ها به سختی خوابتان برده است، این همان لذت بردن از آن کار می باشد.

 

علاقه نیروی مغناطیسی است که من را به سمت ایده های بهتر و راحت تر می کشاند و لذت بردن از پیگیری این ایده ها، سوخت من را برای ادامه دادن تامین می کند. هر زمان که یکی از دو شروع به کمرنگ شدن کند، زمان رفتن به سمت ایده ی جدید می باشد. اتفاقی که بارها برایم پیش آمده است. شغل اول من برنامه نویسی بود، پس از آن قبول سفارشات تایپی و برون سپاری آن به تایپیست هایی که داشتم، شغل سوم در زمینه ی امور چاپی و تراکت و اکنون هم شغل چهارم که بعدا ( زمانی که نتایج واقعی را از آن کسب کردم ) بیشتر در موردش توضیح خواهم داد. طی یکسال چهار شغل و چهار ایده ی مختلف را تجربه کرده ام.

نکته ی کلیدی آسان تر شدن کارها با اجرای ایده های جدیدتر و صد البته کمتر شدن هزینه ها و عامل مشترک در تمامی این ایده ها، شروع کسب و کار بدون سرمایه ( سرمایه صفر ) می باشد. از جمله ویژگی های آخرین ایده ی کسب و کار  می توانم به

1. عدم نیاز به سرمایه اولیه ( حتی هزار تومان )

2. عدم نیاز به هزینه جهت تحصیل درآمد

3. عدم نیاز به استخدام کارمند و هزینه های مربوطه

4. عدم نیاز به اجاره دفتر کار

5. آزادی زمانی و مکانی

6. پتانسیل درآمد بالا

7. و …

اشاره کنم. تمام این موارد را گفتم تا به این نقطه برسم که ایده ها و کسب و کار های خانگی ( و بطور کلی هر شغلی ) باید دو+یک عامل مهم داشته باشد. اول: علاقه. دوم: لذت در زمان انجام کار. یکم: آسان بودن، برای رسیدن به خواسته ها، هر چقدر هم که بزرگ باشد، نیازی به زجر کشیدن نیست. زندگی و تجربیات من این را ثابت می کند. در آخرین ایده ی کسب و کارم هر دو+یک عامل ذکر شده را با هم دارم. علاقه + لذت + آسان و خود به خود انجام شدن امور. حتی اگر کوهی از جواهر به من بدهند، سوال من اینست: “چه کار کنم که جواهرات خودش به سمت من بیاید؟” من حتی حاضر نیستم زحمت خم شدن و برداشتن جواهرات را به خودم بدهم، همه چیز باید آسان باشد 🙂

 

این ایده ی عالی برای کسب و کار چیست و چطور به آن رسیدم؟

همانطور که گفتم: ترجیح میدهم زمانی که به نتایج بیشتری از این ایده رسیدم، آن را طریق وبسایت خود به اشتراک بگذارم. اما تمامی ایده های قبلی و این ایده زمانی به ذهنم رسید که بیرون از خودم به دنبال یافتن ایده های پولساز نبودم و زحمت فکر کردن را به خودم دادم. زمانی که باور کردم ” تمام آگاهی های جهان هستی از ازل تا ابد در درون من هست ” و راه دستیابی به این آگاهی ها خودشناسی + تفکر + طرح پرسش های مناسب از خود می باشد. شما نیز می توانید با همین فرمول ساده، ایده های شخصی خود را که فقط و فقط شما به خاطر علاقه و اشتیاقی که نسبت به آن دارید، می توانید عملی کنید را بیابید. پس به جای جستجو در بیرون، از خود بپرسید: ” من به چه چیزی علاقه دارم و چطور می توانم از آن پول بسازم؟ ” منتظر خواندن نتایج شما در وبسایت خودم هستم 🙂

1+

عباس شکیبا؛ علاقه مند به توسعه فردی و هر روز بهتر شدن. همیشه سعی می کنم در این مسیر، تجربیاتم را از طریق نوشتن با دیگران به اشتراک بگذارم.

دیدگاهتان را بنویسید