به زهرا دروغ نگوییم! ( جلوگیری از دروغ گویی کودکان )

اینجا قصد نداریم از مباحث شعاری و در کتاب ها گفته است بنویسیم! دید من در اینگونه مطالب کاملا متفاوت است! قرار نیست برای تربیت فرزند، خود و تمام اقوام را بسیج کنید و تا از آب و گل در آمدن کودک همه در آماده باش به سر ببرند!

به خاطر درگیر بودن با زهرا کوچولو که دو سال دارد، قصد دارم در مورد نکات ظریفی که به نظرم از همین سنین بر شخصیت و تربیت زهرا خانم تاثیر گذار است، بنویسم.

زهرا این روزها دختر بازیگوشی شده است، تازه زبان باز کرده است و مدام خودش را برای دور و بری ها لوس می کند. پدر و مادر هر چقدر هم که در تربیت کودک خود تلاش کنند باز هم به تنهایی از عهده ی این کار بر نخواهند آمد، حالا این شیرین زبانی های زهرا هم باعث شده است دیگران بیشتر از پیش به بودن زهرا در کنارشان علاقه نشان دهند. که همین موضوع تاثیر پذیری زهرای ما را از اطرافیان ییشتر کرده است.

 

محیط قرنطینه و جدایی برای تربیت فرزند وجود ندارد!

پدر و مادر نمی توانند محیطی قرنطینه و ایده آل برای کودک فراهم کنند، محیطی که در آن کودک فقط با پدر و مادر در تعامل بوده و تنها الگویش ایشان باشد. بعد از پدر و مادر، کودک در اولین روزها با خواهر ها و برادر های خود در تعامل خواهد بود و پس از آن بیشترین زمان خود را با با پدر بزرگ ها و مادربزرگ ها، عموها و دایی ها، خاله ها و عمه ها و همین طور با فرزاندان ایشان در تعامل می باشد.

 

مهم ترین مهارت های مورد نیاز کودکان

پس اینکه کودک برای مدت زیادی فقط با پدر و مادر در تعامل باشد امکان پذیر نیست. از آن گذشته باید در نظر گرفت که مهارت های اجتماعی، مهمترین مهارتی است که هر کودک باید بیاموزد. از همین رو ایجاد محیطی ایزوله علاوه بر غیر ممکن بودن، کاملا اشتباه می باشد. چرا که فرصت های آموزش و یادگیری را از کودک سلب خواهد کرد.

 

اهمیت صداقت برای کودک

بعید می دانم فردی پیدا شود که دروغ گفتن و دروغ ها را دوست داشته باشند. پدر و مادر ها نیز علاقه دارند کودکانی صادق و راستگو تربیت کنند. از طرفی صداقت باعث رشد جایگاه اجتماعی اشخاص شده و عزت نفس و اعتماد به نفس بیشتری به ایشان می بخشد. در نظر بگیرید که کودکان امروز، پدر و مادر ها و جامعه ی فردا خواهند بود. پس در این بین آموزش مهارت های صحیح زندگی به کودکان اهمیت بالایی دارد.

 

مشکل را در جایی خارج از کودکان جستجو کنید

اگر کودک شما به تازگی دروغ گفتن را آموخته است، باید علت را در اجتماع جدیدی که به آن وارد شده است جستجو کنید. برای مقابله با پرخاشگری و فریاد زدن در کودک باید نگاهی به رفتار خود بیاندازید و احتمالا در انجام برخی از رفتار های خودتان تجدید نظر کنید!

 

آبا می بایست اتفاق خاصی رخ دهد تا کودک دروغ گویی را بیاموزد؟

قطعا خیر! قرار نیست آدم هایی از فضا به دنیای کودکانه بچه ها وارد شوند و دروغ گویی را به آنها آموزش دهند. کودکان درست همانند اسفنج که آب را به خود جذب می کنند، همواره از پیرامون خود اطلاعات را جذب می کند.

 

اصل پارتو در تربیت کودک

اصل پارتو بیان می کند که هشتاد درصد موفقیت ها مرهون بیست درصد تلاش هاست. همچنین در رابطه با نخودفرنگی ها نیز قانون مشابهی وجود دارد. در همین رابطه از ویکی پدیا می خوانیم:

همچنین پارتو دریافته بود که ۸۰ درصد نخودفرنگی‌های باغچه‌اش در ۲۰ درصد غلاف‌های نخودفرنگی قرار دارند.

با تعمیم این اصل به تعاملات بین کودک و جامعه می توان به این نتیجه رسید که ۸۰ درصد زمان های سپری شده کودک و ۸۰ درصد خصوصیات و تربیت کودکان مرهون آن بیست درصد یعنی پدر و مادر می باشد.

 

پیشی برو! زهرا که گریه نمی کنه!

چقدر پیش آمده است برای ساکت کردن کودکی یکی دو ساله که گریه می کند، دست به دامان پیشی، هاپو و آقا دزده شده اید؟ کودکان از همین سنین و حتی خیلی پیش از این سنین در حال آموختن هستند!

اجازه دهید کمی عمیق تر شویم! زهرا خانم در حال انجام چه کاریست؟ گریه کردن و ما برای آرام کردن زهرا کوچولو به پیشی چه می گوییم؟ زهرا نبود، زهرا گریه نمی کنه! آیا حقیقت دارد که زهرا گریه نمی کند؟ مسلما خیر!

تربیت زهرا کوچولو از همین جا شکل خواهد گرفت. همین نکات به ظاهر ساده و بی اهمیت است که شخصیت زهرا کوچولو یمان را شکل می دهد. دیر یا زود زهرا کوچولو با دروغ آشنا خواهد شد. اما زمانی که این اتفاق رخ دهد، زهرا خانم کوچک ما با بررسی رفتار پدر و مادر پی خواهد برد که دروغ گفتن امری ناپسند است، چرا پیش از این هیچگاه این رفتار را از پدر و مادرش ندیده است. دنیای کودکان ساده است و استدلال هایشان نیز تا همین ساده است.

 

آیا وارد کردن پیشی، هاپو و دزد به دنیای کودکان صحیح است؟

در این مطلب قصد دارم در مورد دروغ گویی و برخی کارهای روزمره که عامل مهمی برای یادگیری دروغ گویی خواهد شد، صحبت کنم. پس فعلا کاری به درست و غلط بودن وارد کردن پیشی و هاپو به دنیای کودکان نداریم!

 

اما تا دست به دامان پیشی نشویم، زهرایمان دست از گریه برنمی دارد!

با فرض بالا و در نظر گرفتن این نکته که به هر دلیلی این موجودات وارد دنیای کودکانه شده اند، قصد داریم بدون دروغ گفتن و کمک گرفتن از این عناصر کودک را آرام کنیم. به جای اینکه به دروغ بگوییم که این صدای گریه ی زهرا نیست که! می توانیم به سادگی گفتن: “پیشی، برو! زهرا دیگه گریه نمی کنه” هم دروغ نگفته ایم و هم زهرا یمان را کمی آرام تر کرده ایم.

بعلاوه استفاده کردن از این جمله، به زهرا خانم یکی دو ساله، می آموزد که به دلیل انتخاب وی برای گریه نکردن می باشد که گربه از محل متواری شده است و این جزو اولین گام ها برای بخشیدن استقلال به کودک مان خواهد بود.

 

همین!؟ فکر نمی کنید خیلی …

تکه چوبی که در رودخانه به هر جهت شناور است را در نظر بگیرید. این تکه چوب در مسیر خود با سنگ کوچکی برخورد کرده و در همانجا ساکن می شود. سپس تکه چوب بعدی و بعد دوباره تکه چوب بعدی و همین طور الی آخر … در نهایت این رود است که مغلوب تکه ها چوب ها شده و به دو شاخه تقسیم خواهد شد.

با کنار هم قرار گرفتن همین نکات به ظاهر بی اهمیت، و جمع شدن آنها در کنار هم شخصیت زهرای من، مادران و پدران نسل بعد از من و جوامع پس از من شکل خواهد گرفت.

 

شما از زهرای خودتان بگویید

زهرا در ذهن من است و وجود خارجی ندارد. زهرا هنوز به دنیا نیامده است ولی تربیت کردن صحیح اش شروع شده است. برای تربیت صحیح فرزند، بیش از هر چیز باید نفس خود را تربیت دهید. زهرا شما چطور تربیت خواهد شد؟ آیا تربیتش را از هم اکنون شروع کرده اید؟ نظرات خود را با دیگر دوستان از طریق فرم نظرات به اشتراک گذاشته و از این طریق با دیگران نیز در تعامل باشید.

 

بعد از خواندن این مطلب چه‌کار کنم؟
می‌توانید «چگونه کودکی مسئولیت پذیر و بخشنده تربیت کنیم؟» را بخوانید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *