جایگزین وبگردی؛ آنچه وبگردی نمی تواند به شما ببخشد!

از خیلی ها که بپرسی، می گویند اگر وبگردی و خواندن مطالب شبکه های اجتماعی مثل تویتر، فیس بوک و در این برهه تلگرام را نیز مطالعه کردن در نظر بگیرید، روزانه بیش از ۸ ساعت در حال مطالعه هستم. با این آمار و ارقام می توان نتیجه گرفت که این فرد ماهانه ۲۴۰ ساعت مطالعه دارد.

از آنجا که تنها ۲۱ ساعت صرف کردن زمان برای یادگیری هر مطلبی کافیست پس می توان نتیجه گرفت شخص مورد نظر ما هر سه روز یکبار یک مطلب جدید می آموزد که مجموعا در انتهای ماه باید ۱۱ مطلب جدید را در حد آشنایی اولیه آموخته باشد! اما آیا به راستی اینچنین است؟

اگر زمان های صرف شده در شبکه های اجتماعی را کنار بگذاریم و در مورد وبگردی که معمولا فعالیت های مفیدتری در آن صورت گرفته و محتوای پر بارتری نسبت به شبکه های اجتماعی در آن یافت می شود را در نظر بگریم، باز هم تفاوت چندانی مشاهده نخواهد شد!

یکی از همکارانم، وبگردی و حضور در شبکه های اجتماعی و کانال های ( من می گویم ) حتی علمی را به اقیانوسی که عمق چند سانتی متر دارد تشبیه کرده و در ادامه می گوید: اشخاص دارای این ویژگی اطلاعات بسیار محدودی در رابطه با مسائل مختلف دارند که هیچ یک قابل استفاده و استناد نمی باشند.

آیا ما هم اقیانوسی از اطلاعات به عمق چند سانتی متر هستیم!؟

حال آنکه شخصا معتقد هستم، اولا اصلا اقیانوسی در کار نبوده و تمام اطلاعات به دست آمده از این طریق را می توان در گستره ای به وسعت یک حوضچه و با عمق یکی دو میلیمتر جای داد، که هر لحظه در حال تبخیر شدن و از دست رفتن می باشد. آیا به حاطر دارید که دیروز چه مطالبی خواندید؟ در یک هفته ی اخیر چطور؟ در یک ماهه ی گذشته؟ چه مقدار از جزئیات آن مطالب را به خاطر دارید؟

تا بحال چندین بار پیش آمده است مطالبی را که قبلا مطالعه کرده بودم، مجددا مطالعه کنم و هر بار بیشتر به این مطلب پی برده ام که مطالب را چقدر زود از خاطر برده ام.

اگر تمام ۲۴۰ ساعت یک ماه خود را به مطالعه در یک حوزه اختصاص دهیم، می توان نتایج کمی بهتری به دست آورد. با این همه باز هم نمی توان به یادگیری حتی یک موضوع دلخوش کرد چرا که در وبگردی مسائلی وجود دارد که مدام بر بهره وری تاثیر می گذارد.

منبع خوب، اصلی ترین نیاز برای یادگیری

در اینکه یک مرجع و استاد خوب چه نقش بسزایی در فرآیند یادگیری خواهد گذارد، هیچ شکی وجود ندارد. در وبگردی غالبا به دست آوردن مرجع یا همان وبلاگی که بتواند نیاز های ما را تامین کند؛ کاری دشوار می باشد. میلیون ها وبسایت وجود دارد که من و شما از وجود آن آگاه نبوده و از دید ما پنهان هستند. از طرفی وبسایت های بسیاری نیز با ارائه محتوای بی کیفیت نیز وجود دارند که می توانند با اختصاص وقت ما به خود، ساعت های زیادی را تلف کنند.

نداشتن وحدت و انسجام در جستجو ها

بهراد در مطلبی توضیح داده است که به چه علت انسان های امروزی قادر به تمرکز کردن نمی باشند. همانطور که بهراد در این مطلب توضیح داده است، دنیای امروز از انسان ها موجوداتی کم طاقت ساخته است که مدام در حال تغییر شبکه های تلوزیونی بوده و همواره مورد بمباران انبوهی از مطالب گوناگون قرار می گیرد.

این خصیصه تنها مربوط به قسمت های مشخصی از زندگی نبوده و می توان رد پایی از آن را در تمام زندگی یافت. لحظه ای غفلت در صفحات اینترنتی کافیست تا میان انبوهی از مطالب مرتبط و غیر مرتبط گم شد.

قدرت انتخاب مطالب در دست ماست، چاقویی دو لبه!

با استفاده از گوگل، به سادگی هر چه تمام می توان در هر موردی اطلاعات کثیری بدست آورد. تنها کاری که باید انجام دهید، نوشتن چند کلیدواژه و فشردن کلید اینتر (Enter) برای ورود به دنیای از مطالب می باشد. اما چه تعداد از ما به مدت یک روز و نه یک ماه، در رابطه با موضوعی خاص بدون آنکه از هدف اصلی خود دور شویم، به جستجو پرداخته ایم؟

در وبگردی، کنترل در دستان شماست و همین امر بیشتر از آنکه به نفع مان باشد، به زیان ما خواهد بود. فرد با اعمال جریان خاصی تنها در رابطه با چند مورد از موارد یک موضوع خاص آشنا شده و خیلی از موارد دیگر را تا مدت ها نخواهد یافت. به عنوان نمونه فردی که قصد یادگیری برنامه نویسی وب را دارد، با چند دستور کلی آشنا شده و حتی در صورت ممارست می تواند برنامه ای هر چند کوچک ( شاید در حد یک ماشین حساب ) بنویسد. اما همین شخص تا مدت ها قادر نخواهد بود با مفاهیمی مثل فریم ورک ها، الگوهای طراحی و بسیاری مسائل فنی که از حوصله ای این مطلب خارج است دست پیدا کند.

در هر موضوعی کتاب های فراوانی نگارش شده است!

در هر موضوعی، قدیمی باشد یا بحثی جدید، به هر حال چند کتاب نوشته است. کتاب ها از آن جهت جایگزین بهتری برای وبگردی هستند که حداقل چند ساعت از وقت مان را صرف موضوعاتی مرتبط به هم می کنیم.

نویسنده ی کتاب موضوع مورد بحث را از جهات مختلف مورد بررسی قرار داده و در مورد ترتیب ارائه ی مطالب نیز نظراتی را اعمال کرده است. به عنوان مثال توجه شما را به کتاب های آموزش زبان انگلیسی جلب می کنم که از پایه ی مقدماتی شروع شده و به سطوح بالاتر می رود.

علاوه بر آن با توجه به حجم کتاب ها احتمال یافتن سرنخ های بعدی برای متمرکز ماندن در رابطه با یک موضوع بسیار بیشتر از وبگردی خواهد بود. در انتهای هر کتاب معمولا لیستی از منابع وجود دارد. کتاب هایی را مطالعه کردم که در بطن آن کتاب دیگری معرفی شده بودند، البته از مطالعه ی آنها لذت فراوان برده ام و در موضوع مورد نظر نیز کنکاشی عمیق تر کرده ام.

اینبار که قصد داشتید مطلب جدیدی را فرا بگیرید، حداقل یک کتاب در رابطه با آن موضوع مطالعه کنید. البته مراقب باشید که کتاب انتخاب شده جز بهترین کتاب های آن حوزه باشد تا علاوه بر افطایش سطح دانش خود تجربه ی لذت بخش تری از مطالعه در آن زمینه داشته باشید.

لینک مطالبی که در این نوشته به آنها اشاره شده است:

۱. هک یادگیری: چگونه هرچیزی را در کمتر از بیست ساعت یاد بگیریم؟ از صدرا

۲. حکایتی از پیچیدگی تمرکز کردن در دنیای امروزی از بهراد

۳. بیایید از این پس در زمان مطالعه اینترنتی، فقط یک برگه از مرورگر را باز نگه داریم از بهراد

 

0

2 Replies to “جایگزین وبگردی؛ آنچه وبگردی نمی تواند به شما ببخشد!”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *