در تقلای نوشتن و وبلاگ نویسی، پس لذت نوشتن چه می شود؟

گاهی باید نوشت! از وقتی که وبلاگ نویسی را شروع کردم! برخلاف قبل که نوشتن کاری سخت و دشوار بود، گاهی از نوشتن لذت می برم! تا حدی که این روزها یکی از کارهایی که می تواند حالم را بهتر کند، نوشتن است.

با وجود اینکه هنوز خیلی از نوشتن و نویسندگی فاصله دارم و فقط مدت محدودی است که دوباره شروع کرده ام به نوشتن! اما درد نوشتن گرفته ام. بر خلاف همیشه قصد ندارم از مزایای نوشتن و وبلاگ نویسی بنویسم. اینبار قصد دارم از بدی های نوشتن بگویم!

به عنوان وبلاگ نویسی که در تمام مدت چالش وبلاگ در مورد یک موضوع واحد یعنی نوشتن، نوشتم. حس می کنم هر نویسنده و هر کسی که مسئولیت تولید محتوا را داراست و مدام در حال نوشتن برای یک موضوع خاص و در پی آن رسیدن به یک هدف خاص است، همیشه در معرض یک خطر بزرگ قرار دارد!

شرایطی که برای هر نویسنده و وبلاگ نویسی ممکن است پیش بیاید! حتی ممکن است یکی از دلایل افول وبلاگ نویسی و وبلاگستان فارسی نیز همین باشد.

در نوشتن آنقدر به اهداف کوتاه مدت و میان مدت و بلند مدت مان فکر می کنیم و مدام می نویسیم و می نویسیم، فکر می کنیم و سوژه پیدا می کنیم و آنقدر غرق در نوشتن و اهداف می شویم که لذت نوشتن را فراموش می کنیم.

مثل هر کار دیگری که با تمرین بسیار به مهارتی در آن زمینه خواهیم رسید، در وبلاگ نویسی و بطور کلی نوشتن نیز به چنان مهارتی خواهیم رسید که قادر خواهیم بود ، به چشم زدنی محتوا و نوشته را آماده ی انتشار کنیم. اما لذت بردن چه می شود؟

رسیدن به این جایگاه بدون لذت بردن، چه ارزشی خواهد داشت؟ زمانی که از کاری که در حال انجام آن هستی لذت نبری؟ تفریح کردن؟حتی شیطنت کردن! پس اینها چه می شوند؟

در هر کجا و هر سطحی که هستی، هر چقدر نویسنده و وبلاگ نویس خوبی هم باشی، گاهی باید فقط برای دل خودت بنویسی. گاهی که از قید و بند های نوشتن خسته و آزرده خاطر شده ای باید به قلمی که در دست داری، اجازه بدهی فارغ از تمام قید و بند ها آزادانه برای خود بنویسد و خود را خالی کند و هر چه بیشتر بنویسد و تهی تر شود، نویسنده اش … پس لذت نوشتن هم …

هر کس در نوشتن سبک خود را دارد، هر سبک نوشتن مخاطب خود را دارد، موافق و مخالف خود را دارد و هر چه مخاطب و موافق و حتی مخالف بیشتر باشد… پس لذت نوشتن چه؟ در گیر و دار مصلحت اندیشه و رضایت خواننده و … آن نویسنده چه می شود؟

گاهی که خسته شده ای و قلم در دستت، درد گرفت. باید به گوشه ای پناه برده و فارغ از تمام این و آنها، فقط نوشت و به نوشتن ادامه داد برای جواب این سوال که:
پس لذت نوشتن چه؟
پس نویسنده چه؟

 

0

2 Replies to “در تقلای نوشتن و وبلاگ نویسی، پس لذت نوشتن چه می شود؟”

  1. یکی از بزرگ‌ترین مشکلات نوشتن اجباری همین است که نویسنده فراموش می‌کند از نوشتن لذت ببرد، در اصل نوشتن برای او تبدیل به یک وظیفه می‌شود، یک مسئولیت که باید انجامش بدهد حتی اگر شده باشد خودش را مجبور کند. از سوی دیگر، نویسنده‌هایی که مطابق میل خودشان هر زمان که دوست داشتند دست به کیبورد بشوند، نه موضوع کم می‌آورند، نه از نویسندگی خسته می‌شوند و نه یادشان می‌رود که از نوشتن لذت ببرند. متاسفانه بحث چالش‌های وبلاگ‌نویسی که در ویرگول (و همین‌طور مدیوم) این روزها داغ است و قبلا هم چندین بار داغ شده بود، بر خلاف تصور خیلی‌ها نتایج مخربی به همراه دارند. در این مورد بعدا به تفصیل خواهم نوشت ولی راست گفتند که “رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.”

    0
    1. بی صبرانه منتظر خواندن مطلب شما هستم. با توجه به نوشته های شما، همیشه موضوعات را از جهات مختلفی مورد بررسی قرار می دهید.
      خواندن و پی بردن به نظرات شما در این زمینه برایم بسیار لذت بخش خواهد بود.

      0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *