صد پست وبلاگ! راهی برای مداومت وبلاگنویسی

علاقه به نوشتن شور و اشتیاقیست در اکثر افراد مشترک می باشد. بسیاری از افرادی که علاقه وافری به نوشتن دارند، از انجام آن امتناع می ورزند، چرا که وبلاگ نویسی امری سخت به نظر می رسد. اغلب، این افراد دائما به دنبال راهی و محرکی برای شروع وبلاگ نویسی هستند. نمونه اش استقبال بی نظیر از چالش وبلاگ نویسی بود! افرادی همچون من که بلاخره ترس ها را رها کرده و اولین گام های خود را برداشته اند.

 

 

ترکیب ترسناکِ ترس و کمالگرایی

در اغلب موارد ترس از شکست خوردن ( به دلیل کمالگرایی بیش از حد این روزهای ما ) یا توهم سخت بودن یک کار مانع از شروع کردن آن کار شده و به این ترتیب انجام کارها، همیشه به فرداها موکول می شود. خبر اینست که ما تنها نیستم و افرادی بسیاری با این ترس ها مواجه هستند که بالاخره بر ترس خود غلبه کرده و قدم در مسیر گذاشته اند، پس ما نیز می توانیم این کار را انجام دهیم.

 

ترس از نوشتن!

نوشتن همیشه سخت ترین کار دنیاست! اگر قبول ندارید می توانید همین الان دست به قلم شده و یک صفحه در رابطه با هر موضوعی که می خواهید بنویسد. احتمالا اولین سوال این خواهد بود که ” حال در مورد چه چیزی بنویسم؟”. برای اینکه با این سوال مواجه نشوید پیشنهاد می کنم در مورد یک موضوع کلی مثل طبیعت یا مسافرت که همگی ما با آن خاطره داریم بنویسیم. با وجود اینکه موضوعی عمومی در نظر گرفته شده است اما احتمالا باز هم در نوشتن عاجز خواهید بود. اگر اینطور نیست، پس به شما نویسنده ی گرانقدر تبریک می گویم و خوشحالم که به وبلاگ من آمده اید.

 

اولین جدال محاوره و نگارش

این مورد با اینکه خیلی جدی نیست اما باز هم وجود دارد و نمی توان انکارش کرد. با توجه به گسترش و توسعه ی روز افزون شبکه های اجتماعی و ارتباطی همانند تلگرام ، کاربران بیش از پیش به سمت نگارش محاوره ای روی آورده اند که خود همین امر نوشتن را از هر زمان دیگری سخت تر می کند. هر چند که به ظاهر این کار را برای راحتی در نوشتن انجام میدهیم.

 

دشمن شماره یک ما آدم بزرگ ها ، کمالگرایی

همین یکی دو روز قبل بود که مطلبی در مورد یک کارآفرین می خواندم که معتقد بود مشکل خیلی از کارآفرینی ها بزرگ شدن و بی توجهی به کودک درون است. از وقتی که وارد دنیای بزرگتر ها شده ام ، کمالگرایی همیشه مزاحم ام بوده است و هست. همه چیز باید بی عیب و نقص باشد! اگر قرار است برنامه ریزی کنم! باید حساب شده باشد، از روی نظم باشد و الی آخر. همه ی این ها خوب است اما هر معلمی روزگاری شاگردی می کرده است. کمالگرایی فرصت اشتباه کردن را از ما گرفته است. آزمون خطا کردن، تلاش تا رسیدن به خواسته ها و نا امید نشدن، شکست خوردن و از نو شروع کردن! این ویژگی هایی است که در دوران کودکی مان به جای گذاشته ایم تا به وادی آدم بزرگ ها پای بگذاریم!

 

چه بنویسم، مثل چه بپوشم!

گیرم که فهمیدیم وبلاگ نوشتن چقدر خوب است! و ما هم به آن علاقه مندیم، مطلب را چه کنیم؟ راجع به چه چیزی بنویسیم؟ تا دلتان بخواهد در این زمینه نوشته ام و نوشته اند! با این وجود اگر باز هم چیزی به ذهن تان نمی رسد، از خاطراتتان بنویسد، خاطرات روزمزه ای که قابل انتشار باشد. که در این صورت یا روز های تان پر از هیجان است و یا تکراری و یکنواخت، که من وبلاگ نویسی را برای دسته ی دوم اکیدا توصیه می کنم چرا که بعد از یک هفته که مطالب تکراری نوشتید و خسته شدید از تایپ کردن کلمات تکراری ، معجزه ی وبلاگ نویسی را در خود احساس خواهید کرد، کم کم به تکاپو افتاده و زندگی خود را از یک نواختی در خواهید آورد! برای غلبه با تمام این موارد راهی وجود دارد. نه یک راه بلکه چندین راه وجود دارد که می توانید یکایک آنها را امتحان کرده و بهترین راه مناسب برای خود را بیابید. پیش از این راه های بسیاری ذکر شده است، من نیز راهی پیش پایتان حواهم گذاشت.

در یکی از کتاب هایی که مطالعه می کردم، به فروشندگانی اشاره شده بود که در ابتدای راه فروش بودند. معمولا هر فروشنده ی تازه کاری با مشکل شنیدن نه از طرف مشتری روبرو است. تازه کارها خیلی زود از شنیدن این همه نه مایوس و دلسرد می شوند. اما در آن کتاب راهی برای مقابله با مایوس شدن معرفی شده بود. همان راه را برای وبلاگ نویسی می توان در نظر گرفت، اما مگر در وبلاگ نویسی قرار است نه بشنویم؟

 

در وبلاگ نویسی هم نه می شنویم

در وبلاگ نویسی قرار است نه بشنویم! آن هم برای یک مدت خیلی طولانی! هدف هر کس از نوشتن، خوانده شدن توسط دیگران است. حتی اگر برای رضای دلتان هم بنویسید، باز هم زمانی که اولین خواننده زیر یکی از مطالب شما نظر خود را بنویسید، احساس خرسندی خواهید کرد! اما زمانی که بنویسید و خوانده نشوید، یعنی مشکلی وجود دارد! در اوایل وبلاگ نویسی مشکل این است که تا مدت ها باید بنویسید و خوانده نشده باقی بمانید! اینجاست که بعد از گذشت مدتی ، کم کم دلسرد و مایوس شده و ولاگ نویسی کاری عبس خواهد بود!

برای مقابله با این فاجعه ی بزرگ همان راهی رایشنهاد می دهم که به فروشندگان تازه کار هم پیشنهاد می شود. در وبلاگ نویسی هم یک چنین ترسی وجود دارد. وبلاگنویسان از اینکه حرفی منتشر کنند و شخص دیگری با مخالفت با آنها بپردازند را به منزله ی نه می دانند. برای فروشندگان توضیح داده میشود که مشتری به محصول شما نه می گوید و منظورش از نه به خود شما نیست. با این همه برای مقابله با ترس از نه شینیدن بازی 100 تماس می تواند کار ساز باشد. در این بازی تمرکز فروشنده بر تعداد تماس ها بوده و اهمیتی به ، شینیدن نه نمی دهد. در وبلاگ نویسی بیشتر از هر چیز دیگه ترس از نداشتن مطلب و کم آوردن موضوع مطرح است.

با ترس روبرو شوید چرا که مواجه با ترس ضرر کمتری به شما خواهد زد اما مواجه نشدن با آن جان تان را خواهد گرفت.

هرچقدر که به سمت ترسهایتان نزدیکتر شوید آنها کوچک و کوچکتر میشود پس به ندای قلب تان گوش سپرده و بر ترس خود غلبه کنید.

 

با ترس نوشتن روبرو شویم

با همان ترفند ساده‌ای که برای فروشندگان استفاده میشود، میتوان در وبلاگ نویسی نیز بر ترس از نوشتن غلبه کرد. در این روش ذهن فروشنده بیش از هر چیزی از شنیدن نه به سمت تعداد تماس ها منحرف می شود. برای وبلاگ نویسی هم می‌توان از همین کار استفاده کرد و بر ترس نوشتن و کمال گرایی پیروز شد. با استفاده از این روش ذهن خود را به جای ترس از نوشتن به سمت بازی انتشار 100 پست معطوف خواهید کرد. با انجام این کار از دام کمالگرایی گریخته و مدام ایده ها و مطالب جدید به شما الهام خواهد شد. به طوری که پس از مدت کوتاهی سر نخ این کلاف سر در گم را یافته و راه خود را به سمت موفقیت خواهید یافت.

 

بعد از خواندن این مطلب چه‌کار کنم؟

می‌توانید «آیا باید در مورد موضوعی که فرد دیگری نوشته است، بنویسید؟» را بخوانید.

 

 

0

2 Replies to “صد پست وبلاگ! راهی برای مداومت وبلاگنویسی”

  1. بعد از شنیدن حرف‌های چند وبلاگ‌نویس که این کار را کنار گذاشته بودند به این نتیجه رسیدم که کمال‌گرایی خیلی بیشتر از ترس از بازخورد منفی، روی ترک وبلاگ‌نویسی موثر بوده است. اکثر افراد به خاطر همین حس کمال‌گرایی نوشتن را کنار گذاشته‌اند و صرفا به شبکه‌های اجتماعی روی آورده‌اند چون به قول خودشان آن‌جا نوشتن خیلی “راحت‌تر” است. آن‌ها می‌ترسیدند که مطالب وبلاگ‌شان به اندازه کافی خوب نباشد، نه از دید بازدیدکننده‌ها بلکه از دید خودشان. به بیان دیگر، خودشان را در حد نوشتن مطالب در قالب پست‌های وبلاگی و ارائه عقاید خود در قالب یک وبلاگ نمی‌دیدند. تصور می‌کردند این کار به دردشان نمی‌خورد. این در حالی است که صرف‌نظر از حرفه و تخصص، هیچ کس کامل نیست. اگر این مورد را به خودمان یادآوری کنیم زندگی از هر جهت برای ما ساده‌تر می‌شود. قرار نیست نویسنده کاملی باشیم، قرار است از نوشتن لذت ببریم.

    0
    1. به نکته ی خوبی اشاره کردید. لذت بردن، مسئله ای هست که خیلی ها در گیر و دار زندگی آن را فراموش کرده اند. خواه نوشتن باشد یا هر کار دیگری.

      0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *