منظره روبروی میز کار یک برنامه نویس + چند خاطره و تجربه

در حال گشت و گذار در بین آرشیو عکس هایم بودم که به عکس زیر رسیدم. این تصویر تقریبا مربوط به یک سال قبل است که در شرکت یکی از دوستان به عنوان برنامه نویس ربات تلگرام مشغول به کار بودم. خاطرات جالبی از آن دوران دارم که به نوبه ی خود جالب است و درس های خوبی به من داد.

 

 

منظره روبری میزکار یک برنامه نویس

 

در شرکت مذکور که هنوز ثبت نشده بود و بین همکاران نام ModiranDev را بر آن نهاده بودیم، مسئول بخش برنامه نویسی و ربات های تلگرام بودم. به این معنا که هر پروژه ای که ارتباطی با تلگرام داشت، به من منتهی می شد. کارهای مختلفی از برنامه نویسی ربات تلگرام با انواع فریم ورک های مختلف yii2، slim، pure php و .. گرفته تا نوشتن ربات های سمت کلاینت که دسترسی های بیشتری داشتند.

به طور مثال ربات هایی که در این بازه نوشتم، ربات تلگرامی همراه گشت بود که دقیقا مشابه اسنپ و تپ سی عمل می کرد ( اما در محیط تلگرام و بدون نیاز به نصب برنامه دیگری ). و یا ربات مربوط به خرید بلیط ( که نام آن را نمی برم! چون یک بار با شخصی که این ربات به وی تعلق دارد، تنش هایی داشتیم که به نظرم کاملا بی معنا بود و ایشان علاقه ای نداشت نام رباتش را به کسی بگویم! به همین دلیل حتی اکنون که از این کار بیرون آمده است هم نام ربات ایشان را نمی برم ). یا ربات دیگری نوشته بودم که با استفاده از api و هوش مصنوعی، عکس سیاه و سفید را به رنگی تبدیل می کرد و ربات های دیگری که در این نوشته مجالی برای معرفی شان نیست.

برخی از خاطرات و تجربیات این دوران را نوشته ام که از جمله آنها می توانم به مطلب “چرا نباید شماره یک شرکت باشیم؟” اشاره کنم. و یکی از بزرگترین درس هایی که در این بازه گرفتم این بود که خیلی سریع و زود خودم را از فضای برنامه نویسی ربات تلگرام بیرون بکشم و همین کار را هم کردم. البته به خاطر رزومه ی قوی ای که در زمینه ی نوشتن ربات تلگرام دارم و مشارکت در چند پروژه ی گیت هاب، هنوز هم درخواست هایی برای برنامه نویسی ربات تلگرام دارم که بدون استثنا همه را رد می کنم ( حتی اگر پول خیلی بیشتری هم پیشنهاد شود ) در مطلبی دیگر در مورد علت این تصمیم که چرا دیگر ربات تلگرام نمی نویسم، توضیحات بیشتری خواهم داد.

1+

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *