چطور خیلی آسان انگلیسی یاد بگیریم؟

حدود نه ماه قبل که دوباره وبلاگ نویسی را شروع کردم، مطالب زیادی در مورد مزایای وبلاگ نویسی خواندم. از جمله مزیت هایی که برای وبلاگ نویسی عنوان شده بود، پیدا کردن دوستانی است که تا حد زیادی مشابه شما فکر می کنند. این اتفاق به این دلیل می افتد که، مخاطبین شما با خواندن مطالب تان با عقاید شما آشنا شده و در صورت هم عقیده بودن با شما، بازخوردهای خود را از روش های مختلفی چون کامنت و ایمیل به شما منتقل می کنند.  به همین دلیل از ابتدای شروع وبلاگ نویسی منتظر پیدا کردن دوستانی که در پاره ای از موارد با من هم عقیده باشند بودم. انتظاری که داشتم این بود که بعد از نوشتن صدمین پست وبلاگ و چیزی در حدود یک سال پس از شروع وبلاگ نویسی این اتفاق بیوفتد، اما خوشبختانه بعد از حدود شش ماه اولین بازخوردها را گرفتم و قبل از آنچه که تصور می کردم به این مرحله رسیدم.

اوایل شروع وبلاگ نویسی، زحمت فراوانی برای پیدا کردن موضوعات می کشیدم!

خوب به خاطر دارم که حتی در برخی از روزها، دو الی سه ساعت ( شاید هم بیشتر ) وقت صرف نوشتن یک مطلب وبلاگ با استاندارد های خود می کردم. روشهای زیادی از جمله نوشتن مطالب در دفترچه با کاغذ و خودکار و سپس تایپ کردن آن، نوشتن در دفترچه و استفاده از ابزار های تبدیل گفتار به متن، استفاده از نرم افزار موبایلی وردپرس که در حالت آفلاین نیز امکان ویرایش مطالب را می داد، یا نوشتن مطالب در شیفت های نگهبانی و … را برای نوشتن یک پست وبلاگی تجربه کردم.

کم کم با نوشتن مطالب بیشتر، شیوه ی خودم را برای نوشتن و ویرایش پیدا کردم، در این بین راه های زیادی مثل نوشتن روزانه ۵۰ یا ۱۰۰ کلمه در روز برای یک نوشته ی ۶۰۰ کلمه ای و در نهایت تکمیل آن نوشته پس از ۶ روز، نوشتن مطلب در یک بازه ی ساعتی و ویرایش مجدد و سپس انتشار همان مطلب در روزی دیگر و آزمون و خطاهای بسیار دیگری را تجربه کردم که هر کدام به نوبه ی خود لذت های خاص خودش را داشت!

چالش های سی روزی، بهترین ایده هایی بود که برای نوشتن پیدا می کردم!

چالش ها ( هنوزم با استفاده از کلمه ی چالش برای آن مشکل دارم، اگر کلمه ی بهتری می شناسید حتما معرفی کنید ) بیشترین ایده های مطالب وبلاگ را ( بعد از نوشته ها و ایده های مربوط به وبلاگ نویسی ) به من می داد. از اسفند ماه سال ۹۶ اولین چالش های من با نوشیدن روزانه یک لیوان آب و گرفتن روزانه یک سلفی، شروع شد و پس از آن با ادامه یافتن این روند با چالش های جدید تا حدود چهار ماه بعد ( اواخر ماه رمضان ) ادامه یافت. برنامه ای که برای چالش ها در نظر گرفته بودم، سعی داشت با کوچک و سبک نگه داشتن وظایف ( یا همان چالش ها ) باعث ادامه دار شدن روند این چالش ها گردد، به نحوی که کار مربوطه به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شود، مثل پیاده روی روزانه یا خواندن قرآن و ..

اما با ورود به ماه رمضان برنامه هایی مثل نوشیدن آب ( با این شرط که سی دقیقه قبل و بعد آن، نوشیدنی دیگر یا غذایی صرف نشده باشد ) و راه رفتن به مدت ۱۵ دقیقه با شکست مواجه شد. از طرفی زیادتر بودن تعداد چالش ها در ماه چهارم نسبت به ماه های دیگر باعث شد تا به محض شکست خوردن یکی از این چالش ها، دومینویی آغاز شده و تمام چالش های دیگر به جز یک مورد را به شکست منتهی کند! در صورتی که به صفحه ی تلاش های سی روزی مراجعه کنید، می توانید لیستی از چالش هایی که انجام داده ام مشاهده کنید. هم چنین برای چالش های تمام شده می توانید مطلب مرتبط با آن را که در مورد تجربیات و نکات هر یک از موارد می باشد را مشاهده کنید.

چرا چالش های ماه چهارم ( هنوز ) مطلبی ندارند؟ ماه پنجم چه شد؟

شکست خوردن در چالش های ماه چهارم تا حدودی انگیزه ام را برای نوشتن در مورد آنها گرفت، اما علت اصلی تغییرات شغلی یک ماهه ی ( «هکسره» بلای جان ما شده!  ) قبل بود که وقت چندانی برای نوشتن در اختیارم نمی گذاشت. خوشبختانه به تازگی که کمی برنامه هایم به روال قبلی خود بازگشته اند، دوباره دست به کیبورد شده ام. به زودی و طی روزهای آتی، مطالب مربوط به آن چالش ها نیز خواهم نوشت. با وجود اینکه در ماه چهارم شکست های زیادی را تجربه کردم، اما نکات ارزشمندی در مورد چالش ها به دست آوردم که در مطلبی جداگانه در مورد آن خواهم نوشت. ماه پنجم نیز به دلیل مشغله ی شغلی ( تغییر و تحول، دفتر کار جدید و … ) عملا به دست فراموشی سپرده شد.

یادگیری زبان انگلیسی در تلاشی سی روزِ

یکی از اهداف دیرباز من یادگیری زبان انگلیسی ( یا بهتر است بنویسم: بهبود زبان انگلیسی ) بوده است. یکی از بهترین راه ها، شرکت در کلاس های زبان می باشد، اما به دلایل مختلف علاقه ای به ثبت نام در کلاس زبان ندارم، به همین دلیل همیشه سعی کرده ام، زبان را به صورت خودآموز یاد بگیرم. در این راه سعی و خطا های بسیاری از جمله حفظ کردن لغات از روی دیکشنری، دیدن فیلم به زبان اصلی، نرم افزار های کمک آموزشی و … انجام داده ام. اما زمانی که وبلاگ نویسی را شروع کردم و به دنبال آن به صورت جدی تر مطالب وبلاگ های دیگر را دنبال می کردم با مطلب صدرا علی آبادی به نام یادگیری زبان انگلیسی: بدون درد و خونریزی روبرو شدم و همین طور مطلب دیگری از محمدرضا شعبانعلی با نام تجربه‌ی من در آموزش و یادگیری زبان انگلیسی . پیشنهاد می کنم حتما این دو مطلب را نیز مطالعه کنید.

مطالب ذکر شده در این پست ها کاملا منطقی به نظر می رسید و این یعنی پیدا کردن یک راه بسیار عالی برای یادگیری زبان در کمترین زمان ممکن! تکنیک هایی که صدرا در مطلب خود برای حفظ کردن لغات گفته بود، با وجود کاربردی بودن هنوز برای من شخصی سازی نشده بود و به دنبال راهی بودم که برای خودم شخصی سازی کنم. زمانی که با چالش سی روزِ آشنا شدم، یکی از اولین ایده هایی که به ذهنم رسید، ترکیب این دو یعنی چالش و یادگیری زبان با یکدیگر برای یافتن یک راه شخصی سازی شده در یادگیری زبان بود. از این رو راه های زیادی از جمله تماشای تد در قالب چالش های سی روزِ، تماشای فیلم با زیرنویس انگلیسی را تجربه کردم، اما اکثرا به شکست منجر  می شد. ( ناگفته نماند که با وجود شکست خوردن این تلاش ها، باز هم بهبود قابل ملاحظه ای در زبان خودم احساس می کنم )

مواد لازم برای یادگیری زبان انگلیسی در قالب یک تلاش سی روزی

تمام آنچه که برای شروع نیاز دارید یک فایل از ۵۰۰ کلمه ی پرکاربرد + سی روز زمان! می توانید این فایل را از مطلب محمدرضا شعبانعلی دانلود کنید. برای ماه پنجم قصد داشتم لغات درون این فایل را حفظ کنم. اما با توجه به رسالت تلاش های سی روزی که ساده نگه داشتن کار ها می باشد، قرار نبود که در طی یک ماه تمامی لغات درون این لیست را به خاطر بسپارم.  سوالی که پیش می آید این است که اگر قصد حفظ کردن تمامی لغات را نداشته باشم، پس باید چه تعداد لغت را در طی یک ماه حفظ کنم؟ پس از بررسی کردن و مطالعه ی چندین مطلب و گپ و گفت با دوستان به این نتیجه رسیدم که روزانه فقط ۵ کلمه و در مجموع ۱۵۰ کلمه در ماه حفظ کنم.

علت انتخاب کردن عدد ۵ هم، گفت و گویی با یکی از دوستانم به نام وهاب بود که معتقد بود ذهن انسان نمی تواند روزانه بیش از ۵ لغت یک زبان جدید را بیاموزد. هدف من از انتخاب عدد ۵  تایید یا رد این ادعا نبوده و صرفا چون می بایست یک عدد انتخاب میشد، آن را برگزیدم!

نقشه ی راه مشخص است، پس چرا در این مدت شروع نکردم؟

با وجود اینکه ممکن است همه چیز واضح به نظر برسد، اما دو مشکل وجود دارد! اول آنکه ۵ کلمه ی هر روز را چطور و به چه شکلی به ذهن بسپارم؟ از روش هایی مثل لایتنر استفاده کنم یا از نرم افزار های اندروید؟ یا شاید هم هر روز صبح ۵ کلمه ای که بلد نیستم را بر روی برگه ای نوشته و تا آخر شب آن را به همراه داشته باشم و در طی روز آن ۵ کلمه را مرور کنم؟ و دوم اینکه با توجه به فرّار بودن زبان چطور کلماتی را که حفظ کرده ام، فراموش نکنم؟ اگر پیشنهاد خاصی در این زمینه دارید، حتما ارسال کنید.

تلنگری که می تواند باعث شروع شود!

برگردیم به بحث دریافت بازخوردها! در کامنتی که اخیرا دریافت کردم، یکی از دوستان نسبت به من ابراز لطف نموده اند و عنوان کردند که به دنبال یادگیری زبان با استفاده از ترکیب آن با تلاش های سی روزی می باشند. در ایمیلی که برای ایشان ارسال کردم، توضیح دادم که این ایده هنوز در حد یک ایده است و خودم آن را انجام نداده ام اما در صورتی که تمایل داشته باشند، می توانند آن را شروع کنند. پس از کمی گفت و گو تصمیم گرفتم حتی با وجود مشکلات مطرح شده، هر چه زودتر تلاش جدید را برای یادگیری زبان انگلیسی شروع کنم. از دو روز دیگر ( سه شنبه ۱۲ تیر ۹۷ ) تلاش جدید را برای یادگیری انگلیسی شروع کنم. همانند تلاش های پیشین، پس از اتمام دوره ی مربوطه، نتایج و تجربیات مربوط به این چالش نیز در مطلب جداگانه ای منتشر خواهد شد.

البته ناگفته نماند که این چالش با تمامی چالش های پیش از این یک تفاوت دارد و آن همراهی یکی از دوستان در این مدت خواهد بود. امیدوارم در پایان تجربه ی شیرینی برای هر دوی ما باشد.

1+

8 Replies to “چطور خیلی آسان انگلیسی یاد بگیریم؟”

    1. ممکنه نظر شما هم درست باشه و درک می کنم که سی روزِ حسی رو که نوشتن سی روزه میده، به نویسنده و خواننده منتقل نمی کنه!
      به هر حال، متشکرم از نظرتون (:

      0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *