کسب پول بیشتر به قیمت “بیگاری” کشیدن از دیگران! (پیشنهاد های شغلی که جواب رد دادم؛ قسمت دوم)

چند سال قبل مشغول صحبت کردن با دوستم مسعود بودم. مسعود سر و زبان دار بود و بیشترین سهم را در یک جمع به خود اختصاص می داد! بحث مان که به کار کردن رسید، مسعود از تجربیات خودش درباره ی استخدام شدنش در آخرین محل کارش گفت. خاطرم هست که آن زمان مسعود در کار دوربین مدار بسته بود. مسعود می گفت که چطور حاضر به دادن سفته ( که امری معمول است ) نشده بود و در جواب به فرد مورد نظر گفته بود من برای تو کار نمی کنم، ما همکار یکدیگر هستیم و آخر سر هم مسعود با شرایط خودش در آنجا استخدام شده بود! از آن زمان به بعد طرز تفکر مسعود تاثیر زیادی بر روی من گذاشته است. به نحوی که در مطلب پیشین وبلاگ با نام پیشنهاد های شغلی که جواب رد دادم! ( قسمت اول ) در مورد یکی از پیشنهاد های غیر معقول نوشتم.

کارفرما بودن، هیچ … چیزی/ مزیتی به شما نمی افزاید!

کارفرما بودن دیسیپلین/جنبه و وجنات خودش را نیاز دارد! عده ای از کارفرمایان به خود اجازه می دهند هر طور که می خواهند با زیر دستان خود برخورد کنند. این افراد فکر می کنند چون پول در دست آنهاست این اجازه را دارند که بسیاری از شرایط را تعیین کنند. حال آنکه کاملا این تناسب به عکس بوده و تعیین کننده ی بسیاری از شرایط، من ( به عنوان توسعه دهنده ) یا مسعود ( فرد متخصص در هر حوزه ) می باشد.

 

استخدام برنامه نویس ( آن هم متخصص فریم ورک ) ماهیانه یک میلیون تومان!

در اولین تلاش سال جدید برای استخدام شدن پس از پایان خدمت، پس از تماس و تعیین زمان جلسه حضوری در محل حاضر شدم. مدیر مجموعه، آشنایی چندانی با حوزه فعالیت توسعه دهندگان و برنامه نویسی نداشت اما با این وجود خودش با من به مصاحبه پرداخت. ایشان توضیح داد که در این مجموعه  ساعت کاری ۱۰ ساعت ( از ۸ الی ۱۸ ) و شش روز در هفته خواهد بود. علاوه بر آن این امکان وجود دارد که هر زمان  با برنامه نویس تماس گرفته شده و اعمال برخی تغییرات درخواست شود ( حتی ۲ نیمه شب! ). تمام این شرایط و موارد بسیار دیگر تنها در ازای حداقل حقوق قانون کار تاکید میکنم حداقل قانون کار ( و نه قانون کار ) خواهد بود. آیا شما هم اولین چیزی که به ذهن تان می رسد کلمه ای مانند بیگاری می باشد؟

 

عملا مرخصی هم نخواهی داشت!

علاوه بر موارد فوق ممکن است با درخواست مرخصی شما موافقت شده و بتوانید به مرخصی بروید. با این وجود در زمان مرخصی و یا مسافرت نیز همان احتمال ذکر شده ی تماس در هر ساعتی از شبانه روز به قوت خود باقی می باشد. هم چنین برنامه نویس در هر نقطه ای از شهر یا کشور که باشد، موظف خواهد بود، شرایط دسترسی به اینترنت را مهیا نموده و مشغول به کار کردن شود! تاکید بر عبارت ممکن است نشان از آن دارد که با قبول کردن همکاری با چنین افراد می بایست به طور کلی قید مرخصی را زد!

 

فعلا ایام تعطیل را استراحت کن!

در جواب به سوال میزان تعطیلات در ماه نیز جوابی همراه با اکراه دریافت کردم و خوشبختانه موفق شدم فعلا در ایام تعطیل به محل کار نروم، هر چند که احتمال تماس در هر ساعتی از شبانه روز پا برجاست! البته چون قبلا تجربه ی همکاری در مجموعه ای خدماتی را داشته ام به خوبی می دانم که تعطیلات و ایام نوروز زمان های اوج کاری مجموعه هایی اینچنین بوده و حتما درخواست حضور در مجموعه را خواهند داشت. با این شرایط عملا باید دید و بازدید و تجدید قوا در ایام عید نیز منتفی دانسته و هفت روز هفته را کار کرد! در حقیقت شب و روز و خواب و خوراک ندارید!

حال در نظر بگیرید این مسائل به کسی گفته می شود که خودش پیش از آن مطلبی با نام چرا نباید بیشتر از هشت ساعت کار کرد!؟ منتشر کرده بود! در آن لحظه دوست داشتم شخص مورد نظر را … 😐 با این وجود سعی کردم خودم را کنترل کنم و در پایان جلسه گفتم که منتظر تماس من باشید! و هنوز که هنوز است، منتظر تماس من است! (:

 

بعد از هفت خوان رستم تازه به مرحله اول می رسیم ( بررسی های فنی )

پس از عنوان کردن تمامی موارد فوق،‌ استخدام شدن در آن مجموعه را منوط به تایید یکی از همکاران ( که خوشبختانه این یکی در زمینه ی برنامه نویسی فعالیت داشت ) دانسته که آن زمان ایشان در مجموعه نبودند و باید برای استخدام شدن در چنین مکانی، مجددا وقت خودم را در راه رفت و آمد اتلاف می کردم، که خدا را شکر نکردم!

 

و بلاخره غول آخر، جناب وکیل!

با این شرایط سفت و سخت! در نهایت ذکر شد که اگر با تمامی شرایط موافق بوده باشم و بخش فنی نیز مرا تایید کند، در حضور وکیل مدیر مجموعه قراردادی تنظیم و امضا خواهد شد و پس از آن هر زمانی از شبانه روز که تماس گرفته شود و کارها طبق میل مدیریت پیش نرود، بهای سنگین آن ( جریمه نقدی و ضرر و زیان ) را نیز بپردازم! زمانی که این حرف ها را شنیدم به یاد فرد دیگری که تفکری تقریبا مشابه ایشان داشت افتادم که می گفت حتی می توانم در قرارداد شرایطی را در نظر بگیرم که حکم اعدامت را هم بگیرم! باور کنید که در یکی از مصاحبه هایم چنین سخنی به من گفته شد!  (:

 

انسان موجودی مخیّر است!

اینکه فردی اینچنین از دیگران سوء استفاده کرده و با زحمات دیگران امپراطوری خود را بسازد، امریست که همیشه بوده است و خواهد بود. اما نکته ای که مختصصین ( و جامعه ی برنامه نویسی ) نباید فراموش کند، قدرت اختیار و انتخاب انسان می باشد. ممکن است برخی به دلیل مشکلات مالی و … به این نوع درخواست ها تن دهند. اما تجربه ای که بعد از سالها داشته ام اینست که حتما فردی با شرایطی بسیار مطلوب تر در پی شما و تخصص شماست! پس در مواجهه با چنین افرادی محکم باشید و همیشه به خاطر داشته باشید که شما شرایط را تعیین می کنید.

 

توصیه ای به آن دوست عزیز!

دوست من! به درستی شرایط زندگی تو را نمی دانم و اطلاع ندارم که متاهل هستی یا مجرد! اما به هر حال خانواده ای داری! کمی هم زمان برای بودن در کنار عزیزانت در نظر بگیر! شاید هم، فرصت بسیاری را با ایشان می گذرانی، در اینصورت نخواه که یک شخص ( مختصص ) تمام وقت خود را برای تو و جیب تو صرف کرده و در مقابل حتی به اندازه ی یک کارگر ساده هم دستمزد نگیرد! به قول محمدرضا شعبانعلی در مطلب کارآفرینی را رها کردم تا زندگی‌ام را بازآفرینی کنم

در کل، مدیران زیادی را می‌توانید پیدا کنید که احساس می‌کنند با حقوق خود، ۲۴ ساعت وقت کارمند را خریده‌اند.

زندگی فقط پول نیست! کسب پول بیشتر به قیمت بیگاری کشیدن از دیگران راه درستی برای ادامه دادن نیست!

 

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *