یک راه ساده اما تاثیر گذار پیدا کردن پروژه برای فریلنسر ها!

همان طور که می دانید بزرگترین و اولین مشکلی که یک فریلنسر باید آن را حل نماید و با آن دست و پنجه نرم می کند، یافتن مشتری است. هر فریلنسر دارای مهارت بخصوصی است ( در مورد من برنامه نویسی وبسایت ) که با فروش آن مهارت یا تخصص به کسب درآمد می پردازد. یک فریلنسر می تواند درآمد بسیار بالایی داشته باشد اما رسیدن به این درآمد یک پیش شرط بزرگ دارد و آن هم موفقیت در امر فروش است. از نظر من همه چیز فروش است! کارخانجات در حال فروش محصولات خود هستند، متخصص های هر حوزه مثل مکانیک ها در حال فروش تخصص خود هستند حتی کارمندان هم در حال فروش زمان خود هستند.

 

پس همه ی ما چیز هایی برای فروش داریم که مهمترین عامل یک فروش موفق بازاریابی صحیح، درست و به موقع است. یک فریلنسر هم از این قاعده مستثنی نمی باشد. خویش فرما یا همان فریلنسر باید بتواند علاوه بر انجام و تحویل به موقع پروژه های در دست اقدام، همزمان با آن کار بازاریابی و فروش را هم انجام دهد تا پس از اتمام پروژه ی فعلی، تجربه ای مشابه آنچه که خود من در ابتدای شروع کار فریلنسری داشتم را تجربه نکند!

 

اصل پارتو

اصل پارتو که بیشتر آن را به نام قانون ۸۰ به ۲۰ می شناسند، می گوید: ریشه ی ۸۰٪ ثروت جهان در دستان ۲۰٪  از افراد است. بعد از آشنایی با این اصل مدام موارد دیگری را در جاهای دیگر مشاهده می کردم. تصمیم دارم یکی از مهم ترین اصول مربوط به فریلنسرینگ را بازگو کنم و در این راه از قانون ۸۰ به ۲۰ یاری خواهم گرفت. در ادامه با ذکر یکی از خاطرات اوایل شروع کاری خودم در این حوزه با شما هستم.

 

زمانی که اصل پارتو را به کار نبسته بودم!

سالها پیش زمانی که با ذوق و شوق کارم را به عنوان یک فریلنسر شروع کردم، دائما به دنبال یادگیری در این حوزه بودم. مطالب بسیاری در مورد مشکلات احتمالی زندگی فریلنسری می خواندم و از طرف دیگر هم مطالب بسیاری دیگری در مورد مزایای فریلنسری مطالعه می کردم. می دانستم که بزرگترین چالشی که در بدو ورود با آن مواجه خواهم شد، یافتن مشتری است. با این وجود شروع کردم و پس از اولین یا دومین پروژه ی برنامه نویسی که حدود یک ماه و نیم وقت نیاز داشت، تمام تمرکزم را بر روی انجام دقیق و به موقع پروژه گذاشتم.

 

زمان بندی خوبی انجام داده بودم و این را یک موفقیت برای خودم قلم داد می کردم. برنامه ی روزانه ام را به طور مرتب چک می کردم و دقیقا طبق زمانبندی وظایف هر روزم را انجام می دادم. پروژه سر موعد به اتمام رسید اما پس از آن برای حدود دو ماه دوران سخت بی پولی را پشت  سر گذاشتم. تجربه ی بسیار تلخی بود که به خاطر ناپختگی با آن مواجه شدم. علت پیدا نکردن پروژه جدید این بود که در زمان بندی دقیق و بی عیب و نقص ام،  هیچ زمانی را برای بازاریابی در نظر نگرفته بودم!

 

اصلا نمی دانستم که گرفتن یک پروژه ی جدید، فرآیندی است که باید همیشه و در همه حال آن را دنبال کنم. وقتی پروژه ی در دست انجام به اتمام رسید، چون در حین انجام آن به دنبال کارفرما و پروژه ی جدید نبودم، مدت دو ماه هیچ پروژه ای نداشتم و مجبور شدم در آمد پروژه ای را که یک ماه برایش زمان گذاشته بودم را بعلاوه دو ماه بعد یعنی در مجموع سه ماه تقسیم کنم.

 

جایگاه قانون ۸۰ به ۲۰ در این تجربه کجاست؟

با بیشتر شدن تجربه ام در زمینه ی فریلنسری آموختم که همزمان با انجام پروژه، ۲۰ درصد از وقتم را صرف بازاریابی کرده و به دنبال موقعیت های جدید باشم. اما این ۲۰٪ درصد را باید چگونه به این کار تخصیص می دادم؟ برای پروژه ای که ۳۰ روز زمان برای تکمیل شدن نیاز دارد، دو راه برای استفاده از اصل پارتو وجود دارد. اول آنکه ۲۴ روز را صرف انجام پروژه کنید و ۶ روز انتهایی را صرف بازایابی! و یا آنکه این ۶ روز را به همه ی روزهای این ۳۰ روز تقسیم کرده و تخصیص دهم. به تجربه به این رسیده ام که تقسیم و سرشکن کردن ۲۰ درصد بازاریابی به همه ی روزها بسیار بهتر است. در این صورت در ازای روزانه هشت ساعت کار روزانه تقریبا باید یک ساعت و نیم از زمان خود را صرف بازاریابی کنید!

 

بازاریابی مستمر برای فریلنسر ها امری ضروری است

با توجه به تجربیاتم در این زمینه و آنچه که گفته شد، می توان این نتیجه را گرفت که بازاریابی و گفتگوی مستمر با مشتری های احتمالی برای یک فریلنسر امری ضروری است. یک فریلنسر در صورتی که بتواند این موارد را مدیریت کند، می تواند در مدت کوتاهی به درآمد بالایی برسد. چنانچه به تازگی فریلنسری را شروع کرده اید، حتما این نکته را در نظر داشته باشید و علاوه بر آن برای مطالعه ی موارد و تجربیات دیگرم، باز هم به وبسایت من مراجعه کنید.

 

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *