ایا نوشتن منظم روزانه ۵۰۰ کلمه فایده ای هم دارد؟ ( نویسندگی و وبلاگ نویسی )

حدود یک ماه قبل، پس از مطالعه ی یکی از نوشته های محمدرضا شعبانعلی ( که یکی از الگوهای این روزهای من در زمینه ی وبلاگ نویسی می باشد ) به نام پنج تصمیم مهم زندگی ما چه بوده است؟ ، بلافاصله تصمیم گرفتم تلاش سی روزی جدید را مبنی بر نوشتن منظم روزانه ۵۰۰ کلمه شروع کنم.

Continue reading “ایا نوشتن منظم روزانه ۵۰۰ کلمه فایده ای هم دارد؟ ( نویسندگی و وبلاگ نویسی )”

0

ختم قرآن در ۲۲ ماه، تنها با روزی یک آیه!

بارها تصمیم گرفته ام که قرآن را به صورت کامل مطالعه کنم و فکر نمی کنم تا کنون موفق شده باشم که حتی به انتهای سوره ی بقره برسم! اخیرا یکی از دوستان گودریدز که موفق شده به ختم قرآن شده بود و متن بسیار جذابی هم در این باره نوشته بود، مرا به این فکر واداشت که بار دیگر این خواسته و آرزوی قدیمی را … امتحان کنم/سعی کنم. علاوه بر آن مشاهده ی روزانه ی قرآن کوچک و جمع و جور صورتی رنگی که هدیه گرفته بودم، باعث می شد تا به یاد عهدی که در زمان دریافت این هدیه بسته بودم، بیوفتم.

تلاش های سی روزِ که همانگونه که مت کاتس نیز در بخشی از سخنانش به آن اشاره می کند، تلاشی است برای تمرین کردن و انجام کارهایی که مدت هاست قصد انجام آن را داشته اید. از زمانی که این تلاش ها را شروع کردم یکی از مواردی که در ذهن داشتم، طرح ختم قرآن با استفاده از این گام های کوچک بود. بالاخره در دومین ماه از آغاز این طرح و به عنوان پنجمین تلاش خود، تصمیم گرفتم روزانه یک آیه از قرآن را بخوانم.

Continue reading “ختم قرآن در ۲۲ ماه، تنها با روزی یک آیه!”

0

کسب پول بیشتر به قیمت “بیگاری” کشیدن از دیگران! (پیشنهاد های شغلی که جواب رد دادم؛ قسمت دوم)

چند سال قبل مشغول صحبت کردن با دوستم مسعود بودم. مسعود سر و زبان دار بود و بیشترین سهم را در یک جمع به خود اختصاص می داد! بحث مان که به کار کردن رسید، مسعود از تجربیات خودش درباره ی استخدام شدنش در آخرین محل کارش گفت. خاطرم هست که آن زمان مسعود در کار دوربین مدار بسته بود. مسعود می گفت که چطور حاضر به دادن سفته ( که امری معمول است ) نشده بود و در جواب به فرد مورد نظر گفته بود من برای تو کار نمی کنم، ما همکار یکدیگر هستیم و آخر سر هم مسعود با شرایط خودش در آنجا استخدام شده بود! از آن زمان به بعد طرز تفکر مسعود تاثیر زیادی بر روی من گذاشته است. به نحوی که در مطلب پیشین وبلاگ با نام پیشنهاد های شغلی که جواب رد دادم! ( قسمت اول ) در مورد یکی از پیشنهاد های غیر معقول نوشتم.

Continue reading “کسب پول بیشتر به قیمت “بیگاری” کشیدن از دیگران! (پیشنهاد های شغلی که جواب رد دادم؛ قسمت دوم)”

1+

یک ماه راه رفتن بی وقفه! ( تلاشی برای ۳۰ روز )

در ادامه ی چالش های ماهانه تلاش برای چیز جدید در ۳۰ روز ، و در دومین ماه از شروع این تلاش های تصمیم گرفتم ، گامی هر چند کوچک در زمینه ی سلامت و تناسب اندام بردارم. با توجه به سبک زندگی حال حاضر بیشتر افراد، کم تحرکی و پشت میز نشینی بیش از حد باعث بوجود آمدن مشکلات بسیاری شده است. از اصلی ترین موارد که خود عاملی برای دیگر مشکلات می باشد،‌ می توانم چاقی و اضافه وزن را نام ببرم. به همین دلیل در تلاشی یک ماهه و به امید پیوند زدن این تلاش به عادات روزانه، ۱۵ دقیقه پیاده روی روزانه را به مدت یک ماه امتحان کردم. این اولین تلاش سی روزی بود که نیاز به تحرک و زمان بیشتری نسبت به بقیه تلاش ها داشت.

Continue reading “یک ماه راه رفتن بی وقفه! ( تلاشی برای ۳۰ روز )”

0

چطور در سی روز چای را ترک کنیم؟ ( تلاش های سی روزِ یک برنامه نویس)

اگر هنوز با تلاش های یک ماهِ آشنا نیستید، می توانید از قسمت تلاش های سی روزِ آن را دنبال کنید. من در این بازی که هر یک به مدت یک ماه به طول می انجامد، سعی دارم خودم را با موارد جدیدی که مدت هاست قصد شروع کردنش را دارم، روبرو کرده و از این طریق به دنبال بهبود زندگی خودم هستم. کارهای خیلی سختی هم انجام نمی دهم! از کارهای ساده شروع کرده و پله پله به سمت کارهای دشوار تر می روم. شاید این طرز فکر بعد از مطالعه ی کتاب اثر مرکب از دارن هاردی در من بوجود آمده باشد. هر چه که هست!‌ من آن را دوست دارم :)‌

Continue reading “چطور در سی روز چای را ترک کنیم؟ ( تلاش های سی روزِ یک برنامه نویس)”

0

تصمیم برای گرفتن سی عکس سلفی در مدت یک ماه؛ روزانه یک عکس

تقریبا یک ماه از اتمام چالش سلفی گذشته است و من هنوز در مورد آن چیزی ننوشته ام! حدود یک ماه قبل و با یک روز اختلاف از تصمیم نوشیدن روزانه یک لیوان آب روزانه، گرفتن یک سلفی را از خودم شروع کردم. این تصمیم از تاریخ ۱۷ اسفند ۹۶ شروع شد و تا ۱۷ فروردین ۹۷ ادامه داشت. در حقیقت این دومین تلاش برای افزودن چیز جدیدی به زندگی ام در مدت سی روز بود.

Continue reading “تصمیم برای گرفتن سی عکس سلفی در مدت یک ماه؛ روزانه یک عکس”

0

چرا نباید شماره یک شرکت باشیم!؟

حتما بعد از دیدن عنوان کمی گیج هستید! شماره یک نباشیم!؟ شماره یک بودن که خیلی خوب است! تصور کنید، هر کسی که مشکلی دارد و چیزی را بلد نیست به شما مراجعه کرده و شما نیز در کمترین زمان ممکن جواب را می دهید و مشکلش را حل می کنید. خیلی خوب، ایده آل و رویایی به نظر می رسد. اما کمی صبر کنید، این حالت همیشه هم خوب نیست! من آن را تجربه کرده ام که می گویم!

Continue reading “چرا نباید شماره یک شرکت باشیم!؟”

0