روزنوشته های عباس شکیبا

چرا نباید شماره یک شرکت باشیم!؟

حتما بعد از دیدن عنوان کمی گیج هستید! شماره یک نباشیم!؟ شماره یک بودن که خیلی خوب است! تصور کنید، هر کسی که مشکلی دارد و چیزی را بلد نیست به شما مراجعه کرده و شما نیز در کمترین زمان ممکن جواب را می دهید و مشکلش را حل می کنید. خیلی خوب، ایده آل و رویایی به نظر می رسد. اما کمی صبر کنید، این حالت همیشه هم خوب نیست! من آن را تجربه کرده ام که می گویم!

ادامه ی مطلب

برای کارهای خود مهلت زمانی در نظر بگیرید برای امیر محمدیان

از زمانی که متمم شروع به کار کرد با آن آشنا شدم. همان زمانی که ماشین محمدرضا شعبانعلی درست پیش از حضور در برنامه ی رادیویی دزدیده شده بود. خواندن مطالب بعدی محمدرضا شعبانعلی در رابطه با حس و حالش در مورد دزدیده شدن ماشین با نام سرمایه‌ واقعی ما… نیز جالب بود. ( با اینکه جستجو کردم لینک آن مطلب را پیدا نکردم! )

به هر حال!

با اینکه زمان زیادی از آشنایی من با محمدرضا شعبانعلی و متمم می گذرد، اما هیچ‌گاه متمم را به طور جدی بررسی نکرده بودم و همیشه از کنار آن گذر کرده بودم و این روال ادامه داشت تا زمانی که با چند دوست جدید آشنا شدم و به توصیه ی ایشان به طور جدی‌تر متمم را بررسی کردم. البته هنوز هم بصورت چندان جدی متمم را دنبال نمی کنم. با وجود این سعی دارم در چالش های سی روزٍ آتی زمانی را به آن اختصاص دهم.

ادامه ی مطلب

چطور بدون نمونه کار وارد بازار کار شوید؟

وارد شدن در بازار کار، آن هم در شرایطی که شرط ورود به آن داشتن نمونه کار است کار سختی است و از آن سخت تر داشتن نمونه در شرایطی که وارد بازار نشده‌اید،‌می باشد. سوالی که اوایل ذهنم را درگیر کرده بود مثل تمام کسانی که در اول راه هستند و قصد دارند برنامه نویس شوند،‌ این بود که چطور می‌توانم بدون داشتن نمونه کاری قوی وارد فضای کاری و اصطلاحاً بازار کار بشوم؟
ادامه ی مطلب

چرا نباید کارمندانی که بیشتر از هشت ساعت کار میکنند را استخدام کرد؟ (چرا نباید بیش از هشت ساعت کار کرد؟)

همین چند روز پیش بود که در حال بررسی کردن حساب تویتر خودم بودم که به یک توییت از سالار (@minisallar) برخورد کردم در مورد ساعت کاری ایده آل و با توجه به اینکه دیدگاه من و سالار بسیار شبیه به هم است، تصمیم گرفتم در مطلبی از وبلاگ به این مورد اشاره کرده و از مزایا و معایب هشت ساعت کار مفید به جای چندین ساعت کار بگویم. سالار در مورد ساعت کاری که در ازای آن حقوق دریافت می کنید نوشته است.

ادامه ی مطلب

وبلاگ نویسی سخت نیست اگر …

اگر اولین قدم ها را برای داشتن وبلاگ برداشته اید، احتمالا درست مثل تمام وبلاگ نویسان،  با این سوال مواجه هستید که باید در مورد چه چیزی بنویسم؟ من هم زمانی که در ابتدای راه بودم، با همین مشکل روبرو بودم، حتی سالیان بسیاری به خاطر همین موضوع نوشتن را شروع نکرده بودم.

ادامه ی مطلب

پیشنهاد های شغلی ای که جواب رد دادم!

شاید در زمانه ای که همه از پشنهاد های شغلی شان و اینکه کجا کار کرده‌اند و چه کرده‌اند و احتمالاً چقدر به بودن در آنجا افتخار کرده اند، نوشتن اینچنین مطلبی کمی عجیب به نظر برسد! اما من قصد دارم در یک کار نامتعارف در مورد پیشنهادهای شغلی که از طرف من رد شده‌اند و دلایل آن بنویسم.

ادامه ی مطلب

پرداخت بدهی ها به کمک ثروتمندترین مرد بابِل

در پستی که اخیراً با نام ثروتمندترین مرد بابل؛ کتابی که هر ثروتمندی باید بخواند! منتشر کرده بودم،‌ در مورد کتابی ۱۷۶ صفحه‌ای نوشتم که بسیار من را تحت تأثیر خود قرار داده بود. کتاب با داستان مرد ثروتمندی به نام آرکاد شروع شده و با پیش رفتن داستان، آرکاد راز ثروتمند شدن خود را در اختیار دوستان خود و البته خوانندگان کتاب قرار میدهد.

در ادامه ی کتاب به داستان دیگری در مورد جوانی که بدهی فراوان دارد می رسیم. این جوان برای فرار از پرداخت بدهی های خود، از شهر خود فرار کرده و در نهایت هنگامی که عضو یک گروه راهزن شده است به بردگی گرفته می شود. ادامه ی مطلب

Page 3 of 1112345...10...Last »