منظره روبروی میز کار یک برنامه نویس + چند خاطره و تجربه

در حال گشت و گذار در بین آرشیو عکس هایم بودم که به عکس زیر رسیدم. این تصویر تقریبا مربوط به یک سال قبل است که در شرکت یکی از دوستان به عنوان برنامه نویس ربات تلگرام مشغول به کار بودم. خاطرات جالبی از آن دوران دارم که به نوبه ی خود جالب است و درس های خوبی به من داد.

 

Continue reading “منظره روبروی میز کار یک برنامه نویس + چند خاطره و تجربه”

1+

کسب پول بیشتر به قیمت “بیگاری” کشیدن از دیگران! (پیشنهاد های شغلی که جواب رد دادم؛ قسمت دوم)

چند سال قبل مشغول صحبت کردن با دوستم مسعود بودم. مسعود سر و زبان دار بود و بیشترین سهم را در یک جمع به خود اختصاص می داد! بحث مان که به کار کردن رسید، مسعود از تجربیات خودش درباره ی استخدام شدنش در آخرین محل کارش گفت. خاطرم هست که آن زمان مسعود در کار دوربین مدار بسته بود. مسعود می گفت که چطور حاضر به دادن سفته ( که امری معمول است ) نشده بود و در جواب به فرد مورد نظر گفته بود من برای تو کار نمی کنم، ما همکار یکدیگر هستیم و آخر سر هم مسعود با شرایط خودش در آنجا استخدام شده بود! از آن زمان به بعد طرز تفکر مسعود تاثیر زیادی بر روی من گذاشته است. به نحوی که در مطلب پیشین وبلاگ با نام پیشنهاد های شغلی که جواب رد دادم! ( قسمت اول ) در مورد یکی از پیشنهاد های غیر معقول نوشتم.

Continue reading “کسب پول بیشتر به قیمت “بیگاری” کشیدن از دیگران! (پیشنهاد های شغلی که جواب رد دادم؛ قسمت دوم)”

0

پیشنهاد های شغلی ای که جواب رد دادم!

شاید در زمانه ای که همه از پشنهاد های شغلی شان و اینکه کجا کار کرده‌اند و چه کرده‌اند و احتمالاً چقدر به بودن در آنجا افتخار کرده اند، نوشتن اینچنین مطلبی کمی عجیب به نظر برسد! اما من قصد دارم در یک کار نامتعارف در مورد پیشنهادهای شغلی که از طرف من رد شده‌اند و دلایل آن بنویسم.

Continue reading “پیشنهاد های شغلی ای که جواب رد دادم!”

1+